|
 این نگاه، زیربنای مدیریت سالم و پایدار در هر جامعهای است. مدیریت
سالم، مدیریتی است که در آن مسئول، خود را مالک جایگاهش نمیداند، بلکه امانتدار و
پاسخگوی آن میبیند. چنین مدیری میداند که جایگاهها ماندگار نیستند، اما اثر تصمیمها
و عملکردها میتواند سالها در زندگی مردم باقی بماند. از همین رو، در مدیریت سالم،
اولویت نه منافع شخصی، نه روابط، و نه نگاههای کوتاهمدت، بلکه منافع عمومی و مصالح
بلندمدت جامعه است.
یکی
از آسیبهای جدی در حوزه مدیریت، سوءاستفاده از موقعیت است؛ جایی که مسئولیت از مسیر
خدمت خارج میشود و به ابزاری برای ترجیح منافع فردی یا گروهی تبدیل میگردد. این انحراف،
اعتماد عمومی را تضعیف میکند و سرمایه اجتماعی را که بزرگترین پشتوانه هر نظام مدیریتی
است، فرسوده میسازد. در مقابل، مدیریت سالم بر شفافیت، انصاف و پاسخگویی استوار است؛
اصولی که مانع شکلگیری سوءاستفاده و زمینهساز اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان
میشود.
استفاده
بهینه از مسئولیت به این معناست که هر تصمیم، هر اقدام و هر سیاستگذاری با این پرسش
همراه باشد: «آیا این کار به نفع مردم است؟» مدیری که چنین نگاهی دارد، از نقد نمیهراسد،
زیرا نقد را فرصتی برای اصلاح و بهبود میداند، نه تهدیدی برای جایگاه خود. او میداند
که مسئولیت، فرصتی محدود برای خدمت مؤثر است و نه حقی دائمی.
فرهنگ
امانتداری در مدیریت، زمانی نهادینه میشود که مسئولان خود را وامدار مردم بدانند
و بپذیرند که قدرت و اختیار، همراه با تعهد اخلاقی و اجتماعی معنا پیدا میکند. در
این چارچوب، مسئولیت نه امتیاز، بلکه تعهد است؛ تعهدی برای حفظ منافع عمومی، رعایت
عدالت و جلوگیری از هرگونه بهرهبرداری شخصی.
در
نهایت، جامعهای موفقتر خواهد بود که در آن مدیریت بهعنوان یک وظیفه اخلاقی و اجتماعی
تعریف شود، نه یک موقعیت شخصی. مسئولیتها میآیند و میروند، اما آنچه باقی میماند،
کیفیت خدمت و میزان پایبندی به امانتی است که مردم سپردهاند. مدیریت سالم، یعنی وفاداری
به این امانت؛ ساده، شفاف و در خدمت مردم.
|