|
 در
فضای اجتماعی امروزما به ویژه وقتی پای دولت و نهادهای حاکمیتی به میان می آید،
گاهی نقد کردن به اشتباه با دشمنی یکی گرفته می شود. انگار هر کس سوال بپرسد، هر
کس ایراد بگیرد ، هر کس بگوید « می شود بهتر عمل کرد »، حتما نیتی پشت حرف اوست.
اما واقعیت این است که نقد، اگر از دل جامعه و برای جامعه باشد، نه تنها تهدید
نیست بلکه یکی از مهم ترین موتورهای توسعه است.
کیش،
به عنوان ویترین اقتصادی، گردشگری و حتی فرهنگی کشور، بیش از هرجای دیگری به گفت و
گو، شفافیت و شنیدن صداهای مختلف نیاز دارد. منطقه ای که قرار است الگوی پیشرفت
باشد، نمی تواند با سکوت رشد کند. توسعه در خلأ اتفاق نمی افتد؛ توسعه از دل تضارب
آرا، اختلاف نظر و حتی نقدهای تند اما دلسوزانه زاده می شود. کسی که از عملکرد
دولت ، سازمان منطقه آزاد کیش و ارگان های دولتی انتقاد می کند، لزوما دنبال تخریب
نیست. خیلی وقت ها او کسی است که این خاک را دوست دارد، این جزیره را خانه خود می
داند و آینده اش را با آینده کیش این جزیره مرجانی گره زده است. او نگران است؛
نگران فرصت هایی که از دست می رود، نگران تصمیم هایی که می توانست بهتر باشد،
نگران فاصله ای که میان شعار و عمل ایجاد می شود. این نگرانی، اگر بیان نشود،
تبدیل به دل زدگی و بی تفاوتی می شود؛ و بی تفاوت بودن خطرناک تر از نقد است.
جامعه
ای که در آن نقد سرکوب می شود، آرام به نظر می رسد، اما این آرامش، آرامش قبل از
رکود است. هیچ مدیری، هیچ سازمانی و هیچ دولتی با شنیدن فقط تعریف و تمجید رشد
نکرده است. پیشرفت واقعی زمانی اتفاق می افتد که مدیران شجاعت شنیدن نقد را داشته
باشند و منتقدان هم مسئولیت پذیری در بیان آن. نقد سالم نه فریاد بی هدف است و نه
تخریب شخصی است. نقد سالم، مسأله محور است. راه حل پیشنهاد می دهد و از سر دلسوزی
می آید. بسیاری از کیشوندان، فعالان اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کیش وقتی انتقاد می
کنند، دقیقا به همین دلیل است: چون می خواهند این جزیره جای بهتری برای زندگی، کار
و سرمایه گذاری باشد. آن ها نه رقیب اند نه دشمن؛ آن ها شریک توسعه اند.
از
طرف دیگر پذیرش نقد، نشانه ضعف مدیریت نیست؛ نشانه بلوغ است. مدیری که نقد را می
شنود، حتی اگر با آن موافق نباشد، پیام مهمی به جامعه می دهد: « شما دیده می شوید،
صدایتان مهم است.» همین حس دیده شدن، سرمایه اجتماعی می سازد؛ سرمایه ای که هیچ
بودجه ای نمی تواند جای آن را بگیرد. اگر قرار است کیش به معنای واقعی کلمه «
منطقه آزاد » باشد، این آزادی فقط نباید در اقتصاد خلاصه شود. آزادی اندیشه، آزادی
بیان مسئولانه و آزادی نقد، بخش جدایی ناپذیر توسعه پایدار است. جامعه ای که
بتواند محترمانه نقد کند و مدیریتی که بتواند نقد را تاب بیاورد دیر یا زود مسیر
درست را پیدا می کند.
بیایید
مرز روشنی بکشیم بین دشمنی و نقد. دشمنی به دنبال ویرانی است، اما نقد به دنبال
اصلاح می باشد. دشمنی امید را می کشد، اما نقد از امید زنده می شود. دشمنی پشت
درهای بسته شکل می گیرد، اما نقد در روشنایی و در برابر چشم همه. در پایان، اگر
دلمان برای کشورمان و در وسعت کوچکتر برای جزیره مرجانی زیبایمان می سوزد، اگر
آینده آن ها برایمان مهم است، باید نقد را باور داشته باشیم و نقد بشنویم. توسعه، محصول گفت و گوی صادقانه
است، نه سکوت تحمیلی. و چه خوب است روزی برسد که شنیدن جمله « من منتقدم » نه باعث
سوءظن، که نشانه تعهد و مسئولیت اجتماعی تلقی شود. کیش عزیزمان بیش از هر چیز به
همین نگاه نیاز دارد.
|