در این میان، رسانه نقش محرک اصلی دارد؛ نه بهعنوان ابزار
تبلیغ، بلکه بهعنوان سازنده روایت معتبر از مزیتهای رقابتی. در مورد کیش، که مزیتهای
قانونی، مالیاتی و لجستیکی منطقه آزاد را در اختیار دارد، کیفیت و جهت پوشش رسانهای
میتواند فاصله میان «ظرفیت بالقوه» و «تحقق اقتصادی» را پر کند.
برندینگ اقتصادی زمانی موفق است که سه لایه را همزمان
پوشش دهد: اعتماد، تمایز و تداوم. اعتماد از مسیر شفافیت و انتشار دادههای قابل اتکا
شکل میگیرد؛ تمایز با برجستهسازی مزیتهایی مانند دسترسی هوایی، زیرساختهای گردشگری،
امنیت سرمایهگذاری و سبک زندگی شکل میگیرد؛ و تداوم از رهگذر روایت منسجم و غیرمقطعی
حاصل میشود. رسانه اگر این سه لایه را در کنار هم پیش ببرد، برند مقصد را از سطح شعار
به سطح تصمیم اقتصادی ارتقا ء میدهد.
در بازار رقابتی منطقه، مقاصد گردشگری و تجاری با بودجههای
کلان تبلیغاتی فعالاند. اما تجربه جهانی نشان میدهد اثرگذاری پایدار نه از تبلیغ
مستقیم، بلکه از اعتبار رسانهای میآید. گزارشهای تحلیلی درباره بازده سرمایهگذاری
در املاک، گفتوگو با کارآفرینان موفق، و پروندههای دادهمحور درباره رشد گردشگر یا
صادرات مجدد، ذهن مخاطب حرفهای را قانع میکند. این همان نقطهای است که رسانه از
روابط عمومی صرف عبور میکند و به شریک توسعه اقتصادی تبدیل میشود.
برای کیش، روایت رسانهای باید بر اقتصاد واقعی تکیه کند:
نرخ اشغال هتلها، روند قیمت زمین و واحدهای تجاری، تعداد شرکتهای ثبتشده، میزان
سرمایهگذاری جذبشده، و سهم گردشگری در تولید منطقهای. وقتی این شاخصها با تحلیل
مقایسهای ارائه شوند، تصویر مقصد از «جزیره تفریحی» به «قطب اقتصادی قابل اتکا» تغییر
میکند. این تغییر تصویر مستقیماً بر تصمیم سرمایهگذاران خرد و کلان اثر میگذارد.
یکی از کارکردهای کلیدی رسانه در برندینگ اقتصادی، مدیریت
ادراک ریسک است. هر بازار نوظهور با پرسشهایی درباره ثبات مقررات، شفافیت و امنیت
سرمایه مواجه است. پوشش حرفهای از چارچوبهای حقوقی و عملکرد نهادهای مدیریتی، میتواند
ریسک ادراکی را کاهش دهد. در این زمینه، اطلاعرسانی دقیق درباره سیاستها و تسهیلات
ارائهشده از سوی سازمان منطقه آزاد کیش اهمیت راهبردی دارد؛ زیرا سرمایهگذار پیش
از ورود، به دنبال نشانههای ثبات و پیشبینیپذیری است.
رسانه همچنین میتواند پل ارتباطی میان اقتصاد گردشگری
و اقتصاد سرمایهگذاری باشد. روایتهایی که نشان میدهد افزایش کیفیت رویدادها، جشنوارهها
و نمایشگاهها چگونه به رشد تقاضا برای املاک تجاری و خدمات منجر شده، زنجیره ارزش
را برای مخاطب روشن میکند. وقتی گردشگری صرفاً بهعنوان تفریح معرفی شود، اثر اقتصادی
آن پنهان میماند؛ اما وقتی بهعنوان موتور تقاضا برای خدمات، حملونقل، ساختوساز
و فناوری تحلیل شود، جایگاه آن در برند اقتصادی تثبیت میشود.
در عصر دیجیتال، برندینگ رسانهای بدون حضور فعال در بسترهای
نوین کامل نیست. انتشار گزارشهای چندرسانهای، دادهنگاری و تحلیلهای کوتاه برای
شبکههای اجتماعی حرفهای، میتواند پیام اقتصادی کیش را به جامعه سرمایهگذاری منطقهای
و بینالمللی منتقل کند. الگوریتمها به محتوای تحلیلی و مستمر پاداش میدهند؛ بنابراین
استمرار تولید محتوای اقتصادی درباره پروژهها و فرصتها، یک ضرورت راهبردی است نه
انتخابی مقطعی.
اگر کیش بخواهد در رقابت منطقهای جایگاه متمایز خود را
تثبیت کند، باید رسانه را بخشی از زیرساخت اقتصادی بداند؛ زیرساختی نامرئی اما اثرگذار.
تصویر ذهنی مثبت و مستند، سرمایه اجتماعی ایجاد میکند و سرمایه اجتماعی پیشنیاز سرمایهگذاری
پایدار است. برند اقتصادی کیش در اتاقهای خبر شکل میگیرد، در تحلیلهای دقیق تقویت
میشود و در ذهن فعالان اقتصادی تثبیت میشود.