مدیریت در چنین فضایی، بیش از هر چیز، به «بودن» نیاز دارد؛
بودنی واقعی، نه حضوری مقطعی و پروازی.
در سالهای اخیر، یکی از چالشهایی که بارها از سوی فعالان
اجتماعی و اقتصادی مطرح شده، پدیده مدیران پروازی است؛ مدیرانی که بخش قابلتوجهی از
هفته را خارج از جزیره سپری میکنند و تنها
در مقاطعی کوتاه در جزیره حضور دارند. پرسش اساسی اینجاست: مدیری که نیمی از زمان خود
را دور از این جزیره میگذراند، تا چه اندازه میتواند از نزدیک با مسائل، نیازها و
اولویتهای آن آشنا باشد؟
مدیریت در کیش، بهدلیل شرایط خاص جزیره، با مدیریت در سرزمین
اصلی تفاوتهای بنیادین دارد. محدودیت منابع، حساسیتهای زیستمحیطی، وابستگی شدید
به گردشگری و خدمات، و همچنین ساختار اجتماعی خاص کیش، همگی نیازمند تصمیمهایی دقیق،
بهموقع و مبتنی بر شناخت میدانی هستند. این شناخت، صرفاً از طریق گزارشهای مکتوب
یا جلسات اداری حاصل نمیشود؛ بلکه در تعامل روزانه با مردم، کسبه، فعالان اقتصادی
و ساکنان جزیره شکل میگیرد.
مدیر پروازی، ناخواسته با فاصله تصمیم میگیرد. این فاصله،
تنها فیزیکی نیست؛ بلکه بهتدریج به فاصلهای ذهنی و تحلیلی تبدیل میشود. تصمیمهایی
که بدون لمس مستقیم مسائل گرفته میشوند، ممکن است در ظاهر منطقی باشند، اما در عمل
با واقعیتهای زندگی در جزیره همخوانی نداشته باشند. نتیجه چنین رویکردی، افزایش نارضایتی،
کند شدن فرآیندها و از دست رفتن فرصتهایی است که کیش به آنها نیاز دارد.
از سوی دیگر، شهر و جزیره زمانی رشد میکنند که مدیرانشان
خود را بخشی از زیست روزمره آن بدانند. مدیری که در کیش زندگی میکند، با مسائل شهری
از نزدیک مواجه است؛ ترافیک، خدمات، زیرساختها، دغدغههای اجتماعی و حتی تغییرات کوچک
اما اثرگذار را لمس میکند. این تجربه زیسته، کیفیت تصمیمگیری را بهطور چشمگیری ارتقاء
میدهد و باعث میشود سیاستگذاریها واقعبینانهتر و اثربخشتر باشند.
این نقد، بهمعنای نادیده گرفتن توانمندیهای فردی یا تجربه
مدیریتی مدیران نیست. بسیاری از مدیران، دانش و تجربهای ارزشمند دارند؛ اما مدیریت
در یک جزیره، علاوه بر تخصص، نیازمند تعهد به حضور مستمر و مؤثر است. حضوری که نشانه
احترام به مسئولیتی باشد که به مدیر سپرده شده و بیانگر درک این واقعیت که مدیریت،
صرفاً یک عنوان اداری نیست، بلکه تعهدی عملی در برابر مردم و جامعه ای است که برای آن تصمیمگیری میشود.
بر همین اساس، این نقد تأکیدی است بر یک اصل بدیهی در مدیریت
جامعه : تصمیمگیری مؤثر، نیازمند حضور واقعی است. شهر را نمیتوان از فاصله دور مدیریت
کرد. شناخت مسائل، درک نیازها و اتخاذ تصمیمهای دقیق، زمانی امکانپذیر است که مدیر
در متن شهر و در تماس مستقیم با واقعیتهای آن حضور داشته باشد.
کیش بهعنوان یک جزیره راهبردی، بیش از هر چیز به مدیرانی
نیاز دارد که با جزیره زندگی کنند، نه اینکه فقط به آن رفتوآمد داشته باشند. تصمیمگیری
برای آینده کیش، زمانی میتواند دقیق و کارآمد باشد که از دل شناخت واقعی، ارتباط مستقیم
و حضور مسئولانه برآمده باشد.
تصمیمگیری برای آینده کیش زمانی میتواند دقیق، واقعبینانه
و کارآمد باشد که از دل ارتباط مستقیم، شناخت عمیق از مسائل روزمره جزیره و حضور مسئولانه
برآمده باشد. مدیری که با شهر زندگی میکند، نهتنها مسائل را بهتر میفهمد، بلکه میتواند
راهحلهایی متناسب با واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن ارائه دهد و مدیری
که نیست بر اساس گزارش ها تصمیم می گیرد و گزارش ها هم معمولا بر اساس مصلحت و....
تنظیم می شود و خدا می داند چند درصد آن بر اساس حقیقت جامعه باشد!
در نهایت، بازنگری در الگوی مدیریت پروازی، نه بهمعنای
تقابل یا نفی افراد، بلکه فرصتی برای ارتقای کیفیت حکمرانی در کیش است. گذار از مدیریت
پروازی به مدیریت مستقر و همراه با جزیره، میتواند مسیر توسعه پایدار، رضایت اجتماعی
و حفظ فرصتهای ارزشمند کیش را هموارتر کند. کیش برای پیشرفت، بیش از هر چیز، به مدیرانی
نیاز دارد که در کنار آن بمانند، آن را بفهمند و برایش تصمیم بگیرند؛ نه از فاصله،
بلکه از دل جزیره.