|
 وقتی حقیقت پنهان میشود اساس و بنیاد اعتماد فرو می ریزد که
بازگردانی آن بسیار سخت و ناممکن است.
مدیران باید خود را موظف بدانند که اطلاعات، تصمیمات و
برنامه ریزی های سازمانی و اجتماعی خود را بدون تحریف و در کمال صداقت و شفافیت با مردم بیان کنند.حتی اگر تصور شود تصمیم و دیدگاهی از نظر افراد جامعه ناخوشایند
باشد پذیریش آن و عدم اعتراض به آن بسیار ساده
تر از یک سخن دروغ و غیر صادقانه است .زمانی که حرف و عمل مدیران و مسئولین جامعه
هم خوانی نداشته باشد بی اعتمادی مردم
برانگیخته میشود و اعتماد مردم از حرف ها و وعده های مسئولان از بین می رود این
یعنی بی اعتمادی اجتماعی و
انگیزه دروغ گویی برخی مدیران می تواند دلایل مختلفی از
جمله دفاع از تصمیمات اشتباه، حفظ وجهه شخصیتی خود و ترس از عواقب سازمانی و در
نهایت مورد انتقاد گرفتن و یا اهدافی بر
مبنای منافع شخصی داشته باشد. چرا که در
صورت وجود صداقت و شفافیت در سازمان و حوزه های مدیریت اگر نقدی هم شود در راستای
بهبود و کیفیت اثر بخشی تصمیمات سازمان است و نباید مدیران نگران منقد باشند اگر به تصمیمات خود اطمینان دارند!
دروغ گویی در سطوح مدیریتی، سازمان را فاسد میکند و امکان
شایعه سازی و انتشار اخبار کذب و نادرست را در بین اقشار مختلف مردم افزایش می دهد
و در نهایت جامعه شاهد سازمانهایی میشود که منافع شخصی را بر اصول اخلاقی ترجیح میدهند؛
و این امر باعث کاهش اعتماد عمومی وسرمایه اجتماعی میشود.
|