سرزمینی که قرار بوده محل تلاقی ایدههای نو، سرمایه انسانی
توانمند و نگاههای توسعهمحور باشد. اما فرصت، زمانی معنی پیدا میکند که مسیر دستیابی به آن روشن، عادلانه
و مبتنی بر شایستگی باشد.
فرصت واقعی، محصول اعتماد به توانمندیهاست؛ نه وابستگیها.
جامعهای که فرصت را بهدرستی تعریف کند، به افراد اجازه میدهد با اتکا به دانش، تجربه،
تعهد و دلسوزی برای سرزمین خود رشد کنند. در چنین فضایی، آنکه دل در گرو آبادانی و
پیشرفت دارد، دیده میشود و آنکه برای خدمت آمده، میدان اثرگذاری پیدا میکند. این
همان تصویری است که از «سرزمین فرصتها» انتظار میرود.
اما اگر فرصتها از مسیر شایستگی عبور نکنند، مفهوم خود
را از دست میدهند. فرصت، زمانی که به امتیاز تبدیل شود، دیگر فرصت نیست. امتیاز، محدود
است و انحصاری؛ در حالی که فرصت، باید عمومی، شفاف و در دسترس افراد توانمند باشد.
تفاوت این دو، تفاوت میان رشد پایدار و رکود پنهان است.
کیش میتواند و باید الگویی از شایستهسالاری باشد؛ جایی
که معیار پیشرفت، توان حل مسئله، تعهد کاری و نگاه مسئولانه به آینده جزیره است. چنین
نگاهی، نهتنها انگیزه نخبگان و نیروهای متخصص را حفظ میکند، بلکه سرمایه اجتماعی
را نیز تقویت میسازد. وقتی افراد احساس کنند مسیر پیشرفت عادلانه است، تعلق خاطر شکل
میگیرد و «آمدن و ماندن برای ساختن» جای
«آمدن برای عبور» را میگیرد.
سرزمین فرصتها بودن، تنها به زیرساخت، موقعیت جغرافیایی
یا ظرفیت اقتصادی محدود نمیشود؛ بیش از هر چیز به نوع نگاه مدیریتی و فرهنگی وابسته
است. نگاهی که فرصت را نه برای گروهی خاص، بلکه برای آیندهای مشترک تعریف میکند.
در این چارچوب، فرصت به ابزاری برای رشد جمعی تبدیل میشود، نه عاملی برای شکاف و دلزدگی.
کیش زمانی به معنای واقعی «سرزمین فرصتها» خواهد بود که
هر فرد بداند مسیر پیشرفت از شایستگی میگذرد، نه از مسیرهای غیررسمی. آنگاه این جزیره
میتواند مأمن کسانی باشد که با انگیزه خدمت، تخصص و عشق به میهن آمدهاند تا نقشی
ماندگار در توسعه آن ایفا کنند. فرصتی که چنین تعریف شود، نه کنایهآمیز است و نه شعاری؛
بلکه واقعی، ماندگار و افتخارآفرین خواهد بود.