اما این
ارتباط زمانی ارزشمند و قابل دفاع است که از سطح دیدارهای تشریفاتی، عکس های
یادگاری و سخنرانی های کلی عبور کند و در خدمت جامعه محلی و کیشوندان قرار گیرد؛
مردمی که صاحبان اصلی این جزیره اند و بیش از هرکس، با واقعیت های زندگی در آن دست
و پنجه نرم می کنند.
کیش فقط
یک مقصد گردشگری یا ویترین اقتصادی نیست. این جزیره، خانه هزاران شهروندی است که
دغدغه معیشت، مسکن، آموزش، درمان، حمل و نقل و آینده فرزندانشان را دارند.
بنابراین هر سفر، هر جلسه و هر ارتباط در سطح ملی، زمانی معنی پیدا می کند که
خروجی آن، ملموس در زندگی روزمره مردم باشد؛ نه صرفا تیترهای خبری کوتاه مدت.
واقعیت
این است که جامعه محلی کیش، هوشیار و آگاه است. مردم به خوبی تفاوت میان « حضور
مؤثر » و
« حضور
نمایشی » را تشخیص می دهند. آن ها می دانند کدام مسئول برای شنیدن آمده و کدام یک
فقط برای دیده شدن و بزرگ نمایی. اعتماد عمومی نیز دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد
یا از بین می رود. وقتی وعده ها تکرار می شوند اما تغییری در وضعیت خدمات شهری،
زیرساخت ها یا کیفیت زندگی ایجاد نمی شود، فاصله میان مردم و تصمیم گیران عمیق تر
خواهد شد. در دوران اخیر با حضور بسیار زیاد مسئولان مرکز نشین در کیش مواجه بوده ایم. حضوری که گاه بسیار زیاد
نور امید را در دل مردم و کیشوندان روشن کرده است. جلساتی که با گروه های های مختلف اصناف و مردم در جزیره برگزار شد که
ساعاتی بسیار طولانی هم صرف آن شد. در بیشتر این جلسات موضوعاتی مطرح شد که بسیار
برای جزیره و کیشوندان حائز اهمیت بود و با سخنانی که از طرف این مسئولان بیان شد
و وعده هایی که داده شد بارقه ی امیدی در
دل کیشوندان شکل گرفت. اما تا به امروز نمی توان به صراحت اعلام کرد که این وعده ها به مرحله عمل درآمده است. اتفاقاتی که اگر
عملی می شد بسیاری از دغدغه هایی که در جزیره وجود داشت از بین می رفت . از مالیات
در این مناطق در نظر بگیریم تا رونق ساخت و ساز و پیگیری هایی که در مورد بسیاری
موضوعات که توسط گروه های مختلف بیان شد و هنوز شفاف در مورد نتیجه های این
دیدارها اطلاع رسانی نشده است. یک نمونه آن قولی است که بسیاری از مسئولان بلند
پایه در هر دوره ای!!! درباره بازگشت کیش ایر به جزیره کیش داده اند اما تا امروز خبری قطعی از این وعده
مهم به گوش کیشوندان نرسیده است .
ارتباط در
سطح ملی با کیش، باید از جنس گفت و گو باشد؛ گفت و گویی دوطرفه نه یک سویه.
مسئولان باید به جای نسخه پیچیدن از پشت میزهای پایتخت، پای صحبت کیشوندان
بنشینند، واقعیت های بومی را بشناسند و از ظرفیت نخبگان محلی بهره گیرند. توسعه ای
که بدون مشارکت جامعه محلی طراحی شود، هر چقدر هم پرهزینه و پر زرق و برق باشد،
پایدار نخواهد ماند. نکته مهم دیگر، شفافیت است . مردم حق دارند بدانند نتیجه
دیدارهای محلی چیست، چه تصمیمی گرفته شده و چه زمانی قرار است اجرایی شود. ارتباط
موثر، فقط در اتاق های جلسات شکل نمی گیرد؛ بلکه در پاسخ گویی صادقانه به افکار
عمومی و گزارش دهی شفاف معنا پیدا می کند. سکوت، ابهام و کلی گویی، بزرگ ترین آسیب
به سرمایه اجتماعی کیش است. سکوتی که بارها و بارها ما کیشوندان شاهد آن بوده ایم
و پیگیری ها هرگز به پاسخگویی نرسیده است.
جزیره کیش
ظرفیت آن را دارد که الگویی از مدیریت مشارکتی و توسعه انسانی باشد؛ اما این مهم،
بدون تغییر نگاه مسئولان ممکن نیست. کیش نباید صرفا به عنوان یک پروژه اقتصادی
دیده شود، بلکه باید به عنوان یک جامعه زنده با هویت، فرهنگ و مطالبات مشخص مورد
توجه قرار گیرد.
ارتباط
مسئولان ملی با کیش، زمانی ارزشمند تلقی می شودکه مردم اثر آن را در زندگی خود احساس
کنند؛ زمانی که مشکلات قدیمی حل شوند، مسیرهای توسعه روشن تر گردد و صدای جامعه
محلی در تصمیم سازی ها شنیده شود. بسیاری از رؤسای تشکل ها در کیش بارها و بارها به پایتخت مراجعه کرده
و در جلسات مهمی در مجلس شورای اسلامی و در اصناف مختلف حضور به هم رسانده اند اما
در پایان و نهایتا به نتیجه دلخواه نرسیده اند. این شنیده شدن برای جامعه محلی کیش
بسیار مهم به نظر می رسد. در غیر این صورت، این ارتباط ها در حد قاب عکس ها باقی
می مانند ؛ زیبا اما بی اثر. کیش، بیش از هر چیز، به « توجه مسئولانه » نیاز دارد؛
توجهی که از دل مردم آغاز شود و به آینده ای روشن برای این جزیره ختم گردد.