|
 انتخاب فرزین به
عنوان دستیار اقتصادی رئیس جمهور ، خبر کوتاه و دردناکی بود که به سرعت در میان محافل
سیاسی و اقتصادی کشور منتشر شد. این انتصاب، علاوه بر این که سوالات متعددی را برانگیخت،
موجب نگرانیهایی در خصوص کیفیت تصمیمگیریهای اقتصادی در کشور شد. چراکه فرزین در
دوران تصدیاش به عنوان مدیر کل بانک مرکزی عملکردی ضعیف و پر از
ایراد داشت و مشکلات زیادی از خود بر جای گذاشت. از ناتوانی در کنترل نرخ ارز
گرفته تا کمتوجهی به سیاستهای پولی و بانکی که بسیاری از کارشناسان اقتصادی آن را
عاملی برای تشدید مشکلات اقتصادی کشور میدانند. اکنون، این سوال به ذهن میآید که
چرا رئیس جمهور ، با علم به این سوابق، چنین انتصابی انجام داده است .
چرا مدیرانی که
در مقامات قبلی خود نتوانستهاند عملکرد مطلوبی از خود نشان دهند، پس از برکناری، به
سمتی جدید منصوب میشوند؟ این روند در سالهای اخیر به یک رویه تبدیل شده است که نه
تنها شکافهای مدیریتی را عمیقتر میکند بلکه به نوعی اعتبار تصمیمگیریهای کلان
کشور را زیر سوال میبرد. این رویه که در سیاست ایران معمول شده است ، به مردم احساس
عدم شفافیت و دهنکجی میدهد و این پیام را به جامعه منتقل میکند که عملکرد ضعیف و
ناکارآمد مورد مواخذه قرار نخواهد گرفت و می تواند حتی موجب رشد جایگاه هم بشود .
یکی از پرسشهای
اساسی در این خصوص این است که فرزین چه اقدامات و عملکرد مثبتی در سمت قبلی خود داشت
که اکنون به عنوان دستیار اقتصادی رئیسجمهور منصوب شده است. در حالی که بسیاری از
تحلیلگران و اقتصاددانان معتقدند که او در زمان تصدیاش در بانک مرکزی نتوانست بهدرستی
بحرانها را مدیریت کند و به هیچوجه تدابیر موثری برای ثبات اقتصادی اتخاذ نکرد. حتی
برخی معتقدند که عملکرد وی در این مقام به طور مستقیم به افزایش مشکلات اقتصادی و عدم
اعتماد عمومی به سیاستهای پولی و مالی دولت دامن زده است .
در هر حال ، این
موضوع به ذهن متبادر می شود که در مواردی چنین انتصابات، بیشتر جنبههای سیاسی یا رابطهای
دارند تا مبتنی بر شایستگی و کارآمدی. اگرچه چنین رویکردهایی میتواند به کوتاهمدت
منافع سیاسی برای برخی جناحها و افراد داشته باشد، اما در بلندمدت موجب کاهش اعتماد
عمومی و فرسایش بدنه مدیریتی کشور خواهد شد .
در نهایت، این انتصاب، بیش از هر چیز دیگر به تضعیف
اعتماد مردم به فرآیندهای تصمیمگیری و اجرایی دولت منجر خواهد شد. مردم انتظار دارند
که مدیران از میان افراد شایسته و کارآزموده انتخاب شوند، نه کسانی که بهدلیل عملکرد
ضعیف در پستهای قبلی، همچنان شانس ارتقاء پیدا میکنند. این واقعیت که یک مقام ناکارآمد
به جای پاسخگویی، به مقامهای بالاتر منصوب میشود، میتواند به معنای دهنکجی به مردم
و انتظاراتشان از مدیران باشد . و متاسفانه این رویه ای است که نه تنها درسطح کلان
کشور که در رده های دیگر هم بعضا مشاهده می شود . یعنی مدیری که ناتوانی و عملکرد ضعیفش محرز است بجای مواخذه و
پاسخگویی در برابر مسئولیتی که داشته است ،
اصطلاحا برای اینکه احترامش حفظ
شود صاحب جایگاه و سمت دیگری می شود! و آنچه تاکنون از فرصت و سرمایه جامعه را هم
بر باد داده است هم هیچ.... |