جوانان،
خانواده ها، فعالان اجتماعی و حتی گردشگران، همگی منتظر شنیدن پاسخ شفاف در بسیاری
از حوزه ها از تصمیم گیران هستند، اما آنها به جای شفافیت و پاسخگویی از رسانه
فرار می کنند و راه حضور رسانه در مجموعه خود را می بندند!
رسانه
هایی که با صداقت تلاش می کنند مشکلات
واقعی جزیره را به گوش مسئولان برسانند، اغلب خودشان در یک بازی فرساینده و با
تصمیمات نابجای برخی مدیران کوته فکر گرفتار می شوند! جایی که هر سوال ساده، یا با
وعده های کلیشه ای پاسخ داده می شود، یا با برخورد قهری مواجه می شود. این سبک نه تنها اعتماد جامعه را خدشه
دار می کند، بلکه پیام روشنی را از ناکارآمدیها و نگرانی از سرنوشت
جامعه و وضعیت مدیران آن می دهد !
طنز
تلخ ماجرا این است که مدیرانی که در جلسات رسمی با کلمات پر طمطراق از توسعه و
آینده و ظرفیت بالای نقد پذیری می گویند، گاهی حتی از پاسخ به یک سوال ساده درباره
مشکلات جامعه فرار می کنند. و در
برابر یک نقد ساده موضع می گیرند و حتی سرکوب می کنند !
اما
جامعه تماشاگر نیست. وقتی رسانه سوال می
کند، و مسئول پاسخ نمی دهد و یا موضع می گیرد ، صدای رسانه به گوش مردم می رسد و
این کم کاری مسئولان را برجسته می کند. گویی هر فراری از پاسخ خود به یک علامت
هشدار تبدیل می شود؛ علامتی که می گوید: «مسائل جامعه را نمی توان با سکوت و برخورد قهری رها کرد.»
این
وضعیت البته فقط به رسانه ها محدود نمی شود؛ جوانان تحصیل کرده و فعالان اقتصادی که سال ها در جزیره زیسته اند و سرمایه اجتماعی
و علمی دارند، روز به روز بیشتر احساس می کنند که صدایشان نادیده گرفته می شود.
وقتی پاسخگویی مسئولان کم رنگ می شود، انگیزه و امید جامعه کاهش می یابد و این بحران، به بحران اعتماد
عمومی بدل می شود.
با
این حال، نباید از یاد برد که امید هنوز زنده است. رسانه ها و خبرنگاران واقعی، نه
با ترس، بلکه با استمرار و مهارت خود می توانند این حلقه بسته را بشکنند. وقتی
جامعه می بیند که کسی حاضر است مشکلات واقعی را بیان کند، حتی اگر موضع مسئولان تقابل و برخورد قهری باشد، اعتماد به تدریج بازسازی می شود. و این،
چراغ امیدی است برای کسانی که هنوز باور دارند شفافیت و پاسخگویی و نقد پذیری می تواند مسیر توسعه را بهبود بخشد.
مسئولان
جزیره اگر بخواهند اثر واقعی بگذارند، باید به جای فرار از مسئله ، رویکردی شفاف اتخاذ کنند. پاسخ به پرسش های
ساده نه یک تهدید، بلکه یک فرصت است: فرصتی برای نشان دادن توانایی مدیریتی، برای
ایجاد اعتماد عمومی و برای نشان دادن اینکه تصمیماتشان، نه در اتاق های در بسته،
بلکه در معرض دید و قضاوت جامعه شکل می گیرد.
باید
به این مورد اشاره کنیم که گاهی همین گریزها ، خود یک پیام به رسانه و جامعه می
دهد:« ما می توانیم از پاسخگویی فرار کنیم.» اما باید بدانند که هر فرار از پاسخ،
در بلند مدت خود تبدیل به یک زنگ خطر بزرگ تر می شود؛ زنگ هشداری که نمی توان آن
را خاموش کرد. جامعه امروز دیگر فقط تماشاگر نیست، بلکه با ابزار رسانه توان نقد و
واکنش قدرتمند دارد.
نسل
جوان و جامعه جزیره امروز می فهمند که رسانه ها تنها بلندگوی قدرت نیستند، بلکه
ابزاری برای شفافیت، امید و اصلاحات واقعی
هستند. هر سوال، هر گزارش، هر نقد و هر یادآوری، فرصتی است برای مسئولان که نشان
دهند شایسته اعتماد مردم هستند. و اگر واقعا این مسئولیت را بپذیرند، نه تنها
اعتماد از دست رفته باز می گردد، بلکه نسل بعدی نیز با انگیزه و امید بیشتری به
جزیره متعهد می شود.
و
هنوز فرصت برای تغییر وجود دارد. رسانه ها و خبرنگاران مصمم، همراه با جامعه ای که
مطالبه گر و آگاه است، می توانند مسئولان را وادار کنند تا فرار از پاسخگویی را
کنار بگذارند و با شفافیت، اعتماد عمومی و امید به آینده را بازسازی کنند. مدیری
که بجای شنیدن صدای نقد رسانه ،از آن فرار می کند و به تصور خودش راه حضور رسانه
را می بندد بداند سخت در اشتباه است . رسانه جایگاه و اثر بخشی خود را با حرکت این
چنینی یک مدیر از دست نمی دهد . نقد و نظارت عمومی برای توسعه یک جامعه یک ضرورت
است . پس بهتر است بجای فرار از رسانه و
به گمان خود بستن راه حضور رسانه ، ظرفیت های نقد پذیری خود را تمرین و تقویت
کنیم که راه صلاح جامعه در این است
.بدانیم رسانه ابزار توسعه است و منتقد مصلح اجتماعی .اگر بر این باوریم می توانیم
در راه خدمت به جامعه حرکت کنیم و اگر غیر از این است باید به دلیل حضورمان در
مسئولیتی که بر عهده داریم شک کنیم!