اما در میان انبوه برنامهها و رویدادهایی که رنگ و بوی
اقتصادی و تفریحی به خود گرفتهاند، حوزه نمایش و به طور خاص تئاتر، با چالشهای منحصر
به فردی روبروست که مهمترین آن، فقدان “مخاطب پایدار” است. تئاتر، به عنوان هنری زنده
و تعاملی، نیازمند بستری مستمر برای رشد، بلوغ و اثربخشی است؛ بستری که بدون حضور مخاطبان
ثابتقدم و علاقهمند، همچون بذری در بیابان، توان بارور شدن را از دست میدهد.
آنچه در حال حاضر بر صحنههای تئاتر کیش میگذرد، اغلب
شکل اجرای رویدادهای مقطعی را به خود میگیرد. گروههای نمایشی، گاه با حمایتهای دولتی
و گاه با اتکا به سرمایهگذاریهای شخصی، برای ایام خاصی (مانند نوروز، جشنوارهها
یا مناسبتهای فصلی) به روی صحنه میروند. این اجراها، هرچند میتوانند لحظاتی از شور
و نشاط فرهنگی را برای جزیره به ارمغان آورند، اما فاقد آن پیوستگی و استمراری هستند
که برای شکلگیری یک جامعه تئاتری پویا و در نتیجه، خلق آثار عمیقتر و تأثیرگذارتر،
ضرورت دارد.
تئاتر، به عنوان هنری که در خلاقیت بازیگر، کارگردان،
نویسنده و عوامل فنی شکل میگیرد و در نهایت با واکنش مخاطب کامل میشود، نیازمند حضوری
مستمر است. مخاطب پایدار، با حضور منظم خود، نه تنها به گروههای نمایشی انگیزه و بازخورد
مستمر میدهد، بلکه با بالا بردن سطح توقع و سلیقه، گروهها را به سمت ارتقاء کیفیت،
تجربهگرایی و نوآوری سوق میدهد. این تعامل دوسویه، موتور محرکه رشد تئاتر است. یک
شهر یا منطقه زمانی به لحاظ فرهنگی غنی تلقی میشود که از هنرهای بومی و اجراهای زنده،
به ویژه تئاتر، برخوردار باشد. تئاتر میتواند بازتابدهنده فرهنگ، سنتها، دغدغهها
و آرزوهای مردم یک منطقه باشد. در کیش، با
توجه به ترکیب جمعیتی متنوع (ساکنان بومی، مهاجران و گردشگران)، تئاتر میتواند به
بستری برای گفتمان فرهنگی، تبادل هویتها و شکلگیری یک هویت مشترک فرهنگی جزیرهای
تبدیل شود. اما این امر مستلزم حضوری مستمر است تا تئاتر بتواند با جامعه درونی جزیره
ارتباط عمیقتری برقرار کند.
اجرای تئاتر، به ویژه در ابعاد حرفهای، هزینهبر است.
گروههای نمایشی برای ادامه فعالیت خود، نیازمند درآمدزایی پایدار هستند. مخاطب وفادار
و ثابتقدم، تنها تضمینکننده این درآمدزایی است. وقتی یک سالن تئاتر یا یک گروه نمایشی،
مخاطبان مشخص و منظمی داشته باشد، امکان برنامهریزی بلندمدت، جذب سرمایهگذار (حتی
در مقیاس کوچک) و در نهایت، حرفهای شدن را پیدا میکند. در مقابل، تکیه صرف بر مخاطبان
گذرا و رویدادهای مقطعی، گروهها را در چرخه ناپایداری گرفتار میکند. تئاتر همچنین
میتواند ابزاری قدرتمند برای نقد اجتماعی، طرح مسائل فرهنگی، و تحریک اندیشه باشد.
اما پرداختن به این جنبهها، نیازمند بستری است که در آن مخاطب، صرفاً به دنبال سرگرمی
لحظهای نباشد، بلکه آمادگی پذیرش مفاهیم عمیقتر و مواجهه با دغدغههای فکری را نیز
داشته باشد. مخاطب پایدار، با حضور منظم و ذهنیت بازتر، این فضا را برای هنرمندان فراهم
میآورد.
چند عامل کلیدی مانع از شکلگیری مخاطب پایدار برای تئاتر
در کیش شده است. نخست، کمبود زیرساختهای استاندارد؛ سالنهای نمایش در کیش اغلب فاقد
استانداردهای لازم برای اجرای حرفهای تئاتر هستند. این کمبودها شامل کیفیت صدا و نور،
گنجایش صندلیها، امکانات پشت صحنه و دسترسی مناسب میشود. فقدان یک سالن تئاتر حرفهای
و ثابت، مانع از شکلگیری هویت نمایشی پایدار برای جزیره و گروههای هنری آن است. دوم،
نبود تقویم فرهنگی و نمایشی منسجم؛ اجراهای تئاتر اغلب پراکنده و بدون نظم مشخصی برگزار
میشوند. این پراکندگی، باعث میشود که مخاطبان نتوانند برنامهریزی دقیقی برای تماشای
نمایش داشته باشند و از چرخه رویدادها دور بمانند. سوم، رقابت با جاذبههای غالب؛ کیش،
پیش از هر چیز، با جاذبههای گردشگری، تفریحی و تجاری شناخته میشود. تئاتر، به عنوان
هنری که نیازمند تمرکز و حوصله است، برای جلب توجه مخاطب، باید با این جاذبههای قوی
رقابت کند؛ رقابتی که در غیاب حمایتهای کافی و زیرساختهای جذاب، بسیار دشوار است.
چهارم، عدم شناخت کافی جامعه محلی و گردشگران از تئاتر؛ بخش قابل توجهی از جامعه کیش
را گردشگران تشکیل میدهند که ممکن است آشنایی چندانی با ظرفیتهای تئاتری جزیره نداشته
باشند. از سوی دیگر، جامعه محلی نیز، بسته به ترکیب جمعیتی و توجه به مقوله فرهنگ،
ممکن است درک یا علاقهای متناسب با نیاز تئاتر نداشته باشد.
برای عبور از این چالشها و ایجاد مخاطب پایدار برای تئاتر
در کیش، نیازمند رویکردی چندوجهی و استراتژیک هستیم. نخست، تجهیز و استانداردسازی فضاهای
نمایشی ؛ احداث یا تجهیز حداقل یک سالن تئاتر حرفهای و ثابت در کیش، اولین و ضروریترین
گام است. این سالن باید با استانداردهای روز طراحی شده و امکان اجرای انواع نمایشها
را فراهم آورد. دوم، تدوین تقویم نمایشی منسجم؛ حوزه فرهنگی، اجتماعی و ورزشی کیش باید با همکاری گروههای
نمایشی، نسبت به تدوین یک تقویم سالانه و مدون برای اجرای تئاتر اقدام کنند. این تقویم
باید شامل اجراهای منظم (مثلاً هفتگی یا ماهانه) و همچنین برنامهریزی برای جشنوارهها
و رویدادهای خاص باشد.سوم، برنامههای آموزشی و ترویجی؛ برگزاری کارگاههای آموزشی
بازیگری، کارگردانی، نمایشنامهنویسی و همچنین جلسات نقد و بررسی نمایش برای عموم،
میتواند به افزایش سطح دانش و علاقه عمومی به تئاتر کمک کند. معرفی تئاتر به عنوان
یک هنر جذاب و تأثیرگذار، به ویژه برای نسل جوان، امری حیاتی است. چهارم، حمایت از
گروههای نمایشی بومی و ایجاد چرخه تولید؛ تشویق هنرمندان بومی به فعالیت در حوزه تئاتر،
فراهم کردن امکانات اولیه (مانند فضای تمرین) و ارائه تسهیلات برای تولید آثار، میتواند
به شکلگیری گروههای نمایشی مستمر و خلاق منجر شود. پنجم، بازاریابی و اطلاعرسانی
مؤثر؛ استفاده از ابزارهای نوین تبلیغاتی و رسانهای برای معرفی نمایشها، اطلاعرسانی
در مورد زمان و مکان اجراها، و ایجاد جذابیت برای حضور مخاطب، امری ضروری است. این
امر شامل همکاری با رسانههای محلی و ملی، و همچنین استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی
میشود. ششم، پیوند تئاتر با سایر ظرفیتهای کیش؛ تلاش برای ایجاد همافزایی میان تئاتر
و سایر جاذبههای کیش، مانند هتلها، مراکز خرید و حتی جاذبههای طبیعی و تاریخی، میتواند
راهگشا باشد. به عنوان مثال، برگزاری نمایشهای کوتاه و محیطی در فضاهای گردشگری، یا
ارائه تخفیفهای ویژه برای تماشای تئاتر به گردشگران.
تئاتر، روح یک شهر پویاست. اگر کیش میخواهد هویت فرهنگی
خود را تعمیق بخشد و از یک منطقه صرفاً اقتصادی فراتر رود، باید سرمایهگذاری جدی بر
روی تئاتر و مهمتر از آن، بر روی ایجاد و حفظ “مخاطب پایدار” آن انجام دهد. این سرمایهگذاری،
نه یک هزینه، بلکه یک ضرورت برای تضمین آیندهای فرهنگی و هنری غنی برای این جزیره
زیباست. بدون مخاطب، تئاتر در کیش محکوم به تکرار اجراهای مقطعی و گذرا خواهد بود و
هرگز نخواهد توانست به رسالت واقعی خود، یعنی انسانسازی، اندیشهورزی و آینهداری
جامعه، دست یابد.