|
 . نیروها و مدیران بومی که در خاک همین جزیره رشد کرده اند؛ درس
خوانده اند و مهارت کسب کرده اند و انتظار دارند از توانشان در همین جزیره استفاده
شود. هر چند جزیره کیش منطقه ای مهاجر پذیر است و استفاده از نیروهای خارج از کیش
نیز طبیعی به نظر میرسد اما کم نیستند نیروهای بومی که از تواناییها و ظرفیت
هایشان استفاده نمی شود. تجربه جنگ اخیر
نشان داد که شاید اگر بیش از این از نیرهای بومی جزیره استفاده می شد با وجود خروج
حداکثری جمعیت از جزیره چراغ بسیاری از
کسب و کارها خاموش نمی شد.
مرور ادبیات توسعه در کشورهای مختلف
و نگاهی به طرحهای بزرگ که در جوامع کلید خورده و راه افتادهاند، یک نتیجه مشترک
را به دست میدهند؛ در تمامی این طرحها، هرگاه پیوند و ارتباط مناسبی بین جامعه محلی
و ظرفیت های اشتغال برقرار نشده، مفهوم توسعه به معنای واقعی آن محقق نشده است؛ چرا
که مردم و جوامع محلی از آثار و منافع این طرحها بهرهمند نشده و تنها سختیها و مصائب
طرح برای آنها مانده است؛ در نتیجه فعالین موقت هیچ گاه تعلق خاطری به آن نداشته و
در بزنگاهها برای ماندگاری آن تلاش نمیکنند و بعضا کار خود را برای رفتن به شهر
و دیارشان ترک می کنند. تجربه توسعه در ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. تجربه
در کیش نیز نشان از آن دارد که اصولا بدون توجه و مشارکت جامعه محلی تصمیمگیری میشود و عمده نیروها ، مدیران
و حتی سختافزارها و نرمافزارهای آن نیز از تهران و سرزمین اصلی تامین میشودو در این پروسه بهرهای متوجه جامعه محلی نمیشود.
بنابراین بقای سازمانها و شرکت ها تا زمانی است که نیازهای فنی و نیروی انسانی آن از
بیرون منطقه تامین شود و به هر دلیلی اگر این الزامات فراهم نشود، فعالیت آنها کم
رونق و حتی متوقف خواهد شد.تجربه جنگ اخیر به خوبی نشان داد که با خروج نیروهای غیر بومی از جزیره فعالیت
بسیاری از کسب و کارها متوقف شده و تا امروز هم بسیاری از آنها بازنگشته اند و یا
قصد بازگشت ندارند.
یکی از مصادیق چنین توسعه نامتوازنی،
جزیره کیش است. نگاهی به سهم مدیران و
نیروهای بومی کیش در جذب در سازمانها و
ادارات به خوبی نشان میدهد که ماموریت سازمان برای توسعه جامعه به درستی انجام نشده
است؛ چنانکه زیرساختهای مناسب تنها در داخل محدوده منطقه فراهم و فعالیتهای اقتصادی
هم به این منطقه جذب شدهاند، اما ساکنان کیش و اهالی بومی منطقه در این روند نادیده
گرفته شدهاند. در نتیجه چنین پروسهای، مردم کیش و اهالی منطقه مزیتهای شکل گرفتن
و توسعه منطقه آزاد را بر سر سفرههایشان کمتر احساس می کنند .
از سوی دیگر طی این سالها به دلیل دخالت
ندادن جامعه محلی در فرآیند توسعه ، توسعه مسیر درست و کاملی را طی ننموده است ، بنابراین
ضرورت دارد سازمان منطقه آزاد کیش با تغییر رویکرد تلاش کند با سهیم کردن اهالی منطقه
در برنامههای منطقه آزاد کیش، مسیر توسعه پایدار را در پیش گیرد.در سوی دیگر ماندگاری
فعالیتها در جزیره از دغدغههای اصلی مردم است. در بسیاری موارد رها شدن برنامهها
به دلیل نبود یک نقشه راه گویا و جامع است که روند حرکتی را نشان داده و آینده را
نیز ترسیم نماید. شاید بتوان یکی از دلایل اصلی این بهم ریختگی ها را انتصاب مدیران غیربومی دانست
که همزمان مهمترین دلیلِ جذب نیروهای غیر بومی نیز هستند! نیروهایی که به دلیل
سفارشات سیاسی و رفاقتی در هر دوره مدیریتی از شهرهای مختلف سرازیر جزیره می شوند ،
کلی امکانات و مزایا و...و... به آنها تعلق می گیرد و از مواهب کیش بهره مند می شوند بدون اینکه اثر
مثبتی در توسعه جزیره داشته باشند و این نیروها و مدیران بومی و محلی هستند که
باید با چشم حسرت به کیش و متعلقات مدیریتی اش باید نگاه کنند! و در حسرت آرزوی
خدمت به شهر خود بمانند!
|