آنها با استفاده از منابع
و امکانات آن جامعه باید در راه توسعه فردی و اجتماعی مردم حرکت کنند که نهایتا به
رضایت مندی آنان منتهی شود.
مثال بارز آن میتوان
به سازمان منطقه آزاد کیش اشاره کرد که با انتخاب مدیران در سطح ملی برای جزیره
کیش و به دست گیری سکان اداری سازمان باید با استفاده از ظرفیت های محلی و بومی چه
از نظر نیروی کار و چه منابع طبیعی در راه خدمت به کیشوندان قدم بردارند.
دلسوزی،حس مسئولیت و
توجه واقعی به نیازهای مردم باعث میشود سازمان
از دید جامعه به عنوان نهاد مورد اعتماد شناخته شود و در نقطه عکس آن
نادیده گرفتن و بی توجهی به بعد اجتماعی و مردم آن جامعه، در بلندمدت اعتبار سازمان را خدشه دار میکند و نارضایتی و
اعتراض مردم را به همراه خواهد داشت.
هر سازمان و نهادی
نقاط منفی و مثبتی دارد که مدیران و متصدیان آن باید برای شنیدن انتقادات و
اعتراضات گوشی شنوا داشته باشند و در راه اصلاح ناکارآمدی ها و مشکلات حرکت کنند .
تعهد و دلسوزی مدیران یعنی
پایبندی به اصول و ارزشهای انسانی، صداقت در تصمیمگیری، و احساس مسئولیت نسبت فعالیت
ها و تصمیمات انجام شده؛تعهد به کار و حس مسئولیت پذیری زمانی نمایان میشود و تجلی
پیدا میکند که دغذغه مدیران رفاه جامعه باشد .
دلسوزی و تعهد مدیران
به انجام وظایف و رضایت مندی جامعه فقط یک الزامی قانونی نیست یک خصوصیت اخلاقی
نیز می باشد که باید از مدیران شرافت مند و با اخلاق برای سکان داری صندلی
های مسئولتیت استفاده کرد.
مدیران با اخلاق و با
کرامت میدانند که رشد هر سازمان بدون رشد جامعه پیرامون ممکن نیست و باید در
مسیر بهبود کیفیت زندگی مردم از جمله
تامین نیاز های آموزشی، بهداشت و سلامت و همچنین انجام زیر ساخت های عمرانی تامین شرایط مناسب اقتصادی قدم بردارد.
وقتی مدیران متعهد در
راس کار قرار گیرند علاوه بر رضایت مندی جامعه محلی از سایر مزایا از جمله رشد
جایگاه و شخصیتی خود مدیر و رشد سازمان مربوطه نیز برخوردار خواهند شد. تعهد و
دلسوزی راهکاری برای رشد و توسعه فردی و جامعه و در نهایت تقویت رفاه اجتماعی می باشد.