|
 اما در سالهای اخیر، جریانی در بطن این جزیره در حال
شکلگیری است که هنر را نه به عنوان یک زینت لوکس، بلکه به مثابه یک ضرورت برای ارتقای
کیفیت زندگی و موتور محرکه اقتصاد مدرن مطرح میکند. پرسش اصلی این است: چگونه میتوان
کیش را از یک مقصد صرفاً تماشایی به یک زیستبوم هنری تبدیل کرد که در آن هنر از صحنههای
محدود نمایش، به متن زندگی روزمره مردم و گردشگران نفوذ کند؟
در اقتصادهای پیشرو جهان، اقتصاد خلاق یکی از ارکان اصلی
توسعه پایدار است. کیش به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد جغرافیایی و بسترهای قانونی منطقه
آزاد، پتانسیل تبدیل شدن به قطب هنر و خلاقیت در جنوب ایران را دارد. هنر در کیش نباید
تنها در قالب جشنوارههای فصلی یا المانهای شهری بیروح خلاصه شود. وقتی از تجربه
زیستن سخن میگوییم، منظور ایجاد فضاهایی است که در آن خلاقیت به کالا و خدمات تبدیل
شود. صنایع خلاق، از طراحی مد و پوشاک با الهام از فرهنگ بومی جنوب تا گالریهای هنری
پویا، میتوانند سهم گردشگری کیش را از مدل خریدمحور به مدل تجربهمحور تغییر دهند.
گردشگری که برای دیدن یک نمایشگاه هنری یا شرکت در یک کارگاه آموزشی هنری به جزیره
میآید، قطعاً ماندگاری بیشتری نسبت به گردشگری دارد که صرفاً برای خرید کالا سفر کرده
است. این تغییر رویکرد، ارزش افزودهای ایجاد میکند که پایداری اقتصادی آن به مراتب
بالاتر است.
هنر در کیش امروز در یک مرحله گذار است. ما از دوران نمایش
هنر، مانند برگزاری رویدادهای گذرا، در حال حرکت به سوی تجربه هنر هستیم. تفاوت این
دو در مشارکت است. هنر تجربهگرا، مخاطب را نه به عنوان ناظر، بلکه به عنوان همسازنده
اثر درگیر میکند. استفاده از ظرفیتهای محیطی کیش برای هنر محیطی یک فرصت استثنایی
است. سواحل بکر، اکوسیستم دریایی و معماری خاص جزیره، بستری بینظیر برای آفرینش هنری
هستند. وقتی هنرمند در تعامل با طبیعت جزیره دست به خلق اثر میزند، آن اثر نه تنها
به جاذبه گردشگری تبدیل میشود، بلکه پیوند عمیقتری میان زیستبوم جزیره و روح انسانی
ایجاد میکند. این همان نقطه تلاقی است که هنر به تجربه زیستن بدل میشود؛ جایی که
شهروندان و گردشگران، هنر را در پیادهراهها، پلاژها و فضاهای عمومی نفس میکشند.
وجود پتانسیلهای موجود، کیش برای تبدیل شدن به یک قطب
هنری-اقتصادی با چالشهایی روبروست. نخست، نگاه به هنر همچنان عمدتاً تزئینی است. هنر
باید در اسناد بالادستی توسعه جزیره، جایگاهی استراتژیک بیابد. دوم، کمبود زیرساختهای
تخصصی مانند مراکز آفرینش هنری که بتوانند هنرمندان را به بازار متصل کنند، محسوس است.
همچنین، باید میان هنر بومی و هنر مدرن پلی برقرار کرد. فرهنگ غنی جنوب، موسیقی زار
و خیالی، معماری بادگیرها و سنتهای دریایی، گنجینهای هستند که اگر توسط هنرمندان
معاصر بازخوانی شوند، میتوانند هویت منحصربهفردی به کیش ببخشند؛ هویتی که در هیچ
جای دیگر ایران قابل کپیبرداری نیست. اصالت در هنر، همان چیزی است که اقتصاد هنر را
در بازار جهانی گردشگری به یک کالای لوکس و پرمشتری تبدیل میکند.
برای اینکه کیش به جایگاه واقعی خود در اقتصاد فرهنگبنیان
برسد، نیازمند یک زیستبوم است که در آن هنرمند، سرمایهگذار و گردشگر در کنار هم قرار
گیرند. مدیریت شهری جزیره باید از نقش تصدیگری به تسهیلگری تغییر مسیر دهد. ایجاد
معافیتهای مالیاتی برای کسبوکارهای خلاق هنری، حمایت از گالریهای خصوصی و تبدیل
فضاهای عمومی به بومهای هنر شهری، گامهای نخستین این مسیر هستند. هنر در کیش نباید
در قابهای بسته بماند. هنر امروز کیش باید جریان خون در رگهای این جزیره باشد؛ نه
فقط برای گردشگر گذری، بلکه برای شهروندی که در اینجا زندگی میکند. کیش با تکیه بر
هنر میتواند از یک منطقه آزاد تجاری به یک جزیره خلاق تبدیل شود؛ جایی که نمایش پایان
میپذیرد و زندگی هنرمندانه آغاز میشود. این همان الگویی است که میتواند اقتصاد جزیره
را در دهههای آینده تضمین کرده و کیش را به نگینی درخشان در عرصه فرهنگ و هنر منطقه
تبدیل کند.
|