در شرایط بحرانهای
فراگیر از جنس جنگهای تمامعیار، اختلالات ژئوپلیتیکی در دریای عمان و اقیانوس
هند، محدودیتهای ناگهانی زنجیرههای تأمین یا فشارهای فزاینده بر تجارت خارجی،
این مناطق به دلیل ساختار حقوقی، موقعیت جغرافیایی و انعطاف عملیاتی، نقش تعیینکنندهای
در ارتقای تابآوری ملی ایفا میکنند؛ نقشی که اگر در سیاستگذاری ملی بهصورت پیشنگرانه
تعریف شود، میتواند بخشی از فشارهای اقتصادی ناشی از بحران را مهار و بخشی از
نیازهای حیاتی کشور را بدون وقفه تأمین کند.
در گام نخست، مزیت بزرگ
مناطق آزاد در بحرانها ناشی از قواعد حقوقی و مقرراتی متفاوت آنهاست. در این
مناطق، ورود کالا، ذخیرهسازی، فرآوری و ترخیص با سادهترین سازوکار ممکن انجام میشود
و همین چابکی باعث میشود در زمان بحران، وقتی بخشی از شبکه لجستیکی کشور تحت فشار
قرار میگیرد، مناطق آزاد بتوانند عملیاتی با سرعت چندبرابر نسبت به سرزمین اصلی
انجام دهند. این ساختار، بهویژه در شرایطی که زمان ارزش راهبردی پیدا میکند و
تأمین سریع اقلام اساسی تعیینکننده است، یک مزیت امنیتی محسوب میشود. از سوی
دیگر، امکان دسترسی به تامینکنندگان متنوع جهانی باعث میشود وابستگی به یک یا دو
مسیر پرریسک کاهش یابد و مسیرهای جایگزین با سهولت بیشتری فعال شوند.
اما نقطه ثقل کارکرد
امنیت اقتصادی مناطق آزاد، جغرافیای استراتژیک آنها در چهار کریدور اصلی کشور است.
هر یک از این کریدورها قابلیت خاص خود را در شرایط بحران فعال میکنند و نقش مکمل
یکدیگر در مدیریت شوکهای اقتصادی هستند. در جنوبشرق کشور، منطقه آزاد چابهار بهعنوان
تنها بندر اقیانوسی ایران، مهمترین دریچه تأمین کالا در شرایط بیثباتی در خلیج
فارس محسوب میشود. عدم وابستگی چابهار به گذرگاههای حساس، عمق آب مناسب و اتصال
مستقیم به اقیانوس هند، به این منطقه امکان میدهد حتی در سناریوهای بحرانی، جریان
واردات کالاهای اساسی، نهادههای صنعتی و تجهیزات حیاتی را بدون وقفه برقرار کند.
علاوه بر آن، چابهار ظرفیت تبدیلشدن به مرکز ذخیرهسازی و طبقهبندی راهبردی کالا
دارد؛ مزیتی که در معماری تابآوری غذایی و دارویی کشور نقش مهمی ایفا میکند.
در شمال کشور، مناطق
آزاد انزلی و امیرآباد بر بستر کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب، حلقه تنفس تجارت ایران
در شرایط اختلالات دریایی و زمینی محسوب میشوند. پیوند این مناطق با بنادر روسیه،
آسیای مرکزی و اروپای شرقی، آنها را به گذرگاه وارداتی کمریسک و پایدار تبدیل میکند.
حتی اگر بخشهایی از شبکه حملونقل جنوب یا غرب دچار محدودیت شود، مسیرهای شمالی
میتوانند نقش جایگزین برای تأمین غلات، نهادهها و مواد اولیه صنعتی را فعال
کنند. ظرفیت حملونقل ترکیبی نیز در این مناطق، سرعت انتقال کالا به عمق کشور را
افزایش میدهد و فشار بر شبکه داخلی را کاهش میدهد.
در غرب کشور، منطقه
آزاد ماکو و سایر گرههای مرزی آزاد در کنار مسیرهای حیاتی ترکیه و قفقاز، در
شرایط بحران امکان واردات سریع اقلام حساس، تجهیزات زیربنایی و مواد اولیه صنعتی
را فراهم میکنند. این مناطق به دلیل موقعیت مرزی، زیرساختهای ترانزیتی و مزیتهای
گمرکی، میتوانند در زمان محدودیتهای شدید، مسیر جایگزین برای ورود کالاهای حیاتی
باشند. از سوی دیگر، غرب کشور همواره مسیر سنتی صادرات غیرنفتی ایران بوده است و
تداوم صادرات حتی در حد محدود در دوران بحران، برای ثبات ارزی کشور نقش کلیدی
دارد؛ نقشی که مناطق آزاد غربی قادرند با مدیریت انعطافپذیر خود حفظ کنند.
در شرق و شمالشرق کشور
نیز مناطق آزاد و ویژه اقتصادی نقش گذرگاههای کمریسک برای اتصال به آسیای مرکزی،
چین و جنوب آسیا را ایفا میکنند. در صورت بروز اختلال در کریدورهای جنوبی، این
مسیر میتواند بخش قابلتوجهی از زنجیره واردات نهادههای کشاورزی، دارویی و صنعتی
را پوشش دهد و فشار مضاعف بر شبکه تأمین کشور را کاهش دهد. تنوع مسیرهای تأمین، در
معماری تابآوری کشور ارزش راهبردی بالایی دارد و مناطق آزاد شرقی بخشی از این
تنوع را تضمین میکنند.
مجموع این ویژگیها
نشان میدهد مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی در چهار کریدور شمالی، شرقی، غربی و
اقیانوسی نهتنها بنگاههای توسعهای یا مراکز تجارت خارجی نیستند، بلکه ستونهای
پنهان امنیت اقتصادی کشور محسوب میشوند؛ ستونهایی که در شرایط بحرانهای فراگیر،
با حفظ جریان واردات، تداوم صادرات، تقویت ذخایر راهبردی، مدیریت هوشمند زنجیره
تأمین، جذب سرمایه در زمانه بحران و کاهش فشار بر شبکههای حساس سرزمین اصلی میتوانند
تابآوری ملی را بهصورت معنادار افزایش دهند. تقویت این نقش، مستلزم سیاستگذاری
آیندهنگر، ارتقای زیرساختهای لجستیکی و بندری، بهروزرسانی قوانین حمایتی و
طراحی سناریوهای عملیاتی برای واکنش سریع است؛ رویکردی که باید در سطح ملی بهعنوان
بخشی از برنامه امنیت اقتصادی کشور نهادینه شود.