اما
وقتی نوبت به لمس اثر این همه فعالیت در زندگی روزمره ی مردم جزیره می رسد،
اینجاست که فاصله ای آرام و نگران کننده میان مدیریت و کیشوندان شکل می گیرد؛
فاصله ای که نه با آمار پر می شود و نه با وعده.
مسئله
ی اصلی کیش کمبود کار نیست؛ اتفاقا کار زیاد است، نشست ها برگزار می شود، طرح ها
رونمایی می شوند. اما آنچه کم رنگ شده، « پاسخگویی» است. مدیریتی که بیشتر گزارش
می دهد تا کار ، بیشتر اطلاع رسانی می کند تا انجام خود کار . مردم می بینند و می
شنوند که چه چیزی آغاز شده، اما کمتر نتیجه را می بینند .
در
سال های اخیر نوعی از مدیریت در کیش شکل گرفته که در آن دیده شدن، گاهی اولویت
پیدا می کند. عکس ها به سرعت منتشر می شوند، اما پرسش های ساده کیشوندان بی پاسخ
می ماند. یک کیشوند حق دارد بداند تصمیم ها چگونه گرفته می شوند و سهم زندگی او در
این تصمیم ها چیست. وقتی این حق نادیده گرفته می شود، اعتماد آرام آرام فرسوده می
شود؛ بی سر و صدا، اما عمیق.
کیش
فقط یک مقصد گردشگری نیست، خانه ی هزاران انسانی است که اینجا زندگی می کنند، کار
می کنند، فرزند بزرگ می کنند و آینده می خواهند. مدیریتی که صرفا با نگاه توریستی
تصمیم بگیرد، ناخواسته ساکنان را به حاشیه می راند. شهر زنده، فقط با هتل و پروژه
ساخته نمی شود؛ با شنیدن صداهای کوچک، نگرانی های روزمره و مطالبه های گاه ساده ی
مردم جان می گیرد. مطالباتی که به حق است. مسلما هتل ها و پروژه ها در زندگی
کیشوندان تأثیر گذار است اما مسائلی مثل بهداشت، آموزش و هزاران مورد دیگر باید در
اولویت بررسی ها باشد. مسئله ای مثل آموزش که بر آینده فرزندان این افراد تاثیر
خواهد شد. نبود امکانات کافی، زیرساخت های اساسی، عدم وجود مدرسه ایده آل و
دانشگاه با همه رشته ها از موضوعاتی است که کیشوندان سال هاست درگیر آن هستند. هیچ
مسئولی تا کنون به صورت اساسی پاسخگوی این موضوع مهم نبوده است. همیشه وعده داده
شده است اما هرگز به نتیجه ای که مطلوب کیشوندان باشد نرسیده است.
یکی
از چالش های جدی مدیریت در این جزیره، عادت به یک طرفه حرف زدن است. اطلاعیه ها
منتشر می شوند، اما جایی برای پرسش نیست. نشست ها برگزار می شوند، اما بازخورد
عمومی جدی گرفته نمی شود. این در حالی است که مدیریت مدرن، بدون گفت و گو معنا
ندارد. مدیری که نشنوند، دیر یا زود در تصمیم گیری هم دچار خطا می شود؛ چون واقعیت
شهر، فقط روی کاغذ دیده نمی شود.
نقد
این وضعیت، تخریب نیست .مطالبه ی مسئولیت است. مردم انتظار ندارند همه چیز بی نقص
باشد، اما انتظار دارند اگر مشکلی هست، توضیحی هم در کار باشد. شفافیت، نه لطف
مدیران است و نه امتیاز ویژه؛ بخشی از وظایف مدیریتی است. وقتی مدیری حاضر به
توضیح دادن نباشد، حتی تصمیم درست هم در ذهن جامعه به تصمیمی مشکوک تبدیل می شود.
کیش
ویترین کم ندارد؛ آنچه نیاز دارد، عمق است. عمقی که با پاسخگویی ساخته می شود، با
حضور واقعی مدیران در میان مردم، با شنیدن نقدها بدون رنجش، و با پذیرفتن اینکه
مدیریت، پیش از آنکه قدرت باشد، مسئولیت است. اعتماد عمومی، حاصل همین پذیرش ساده
اما دشوار است.
اگر
قرار است کیش الگوی توسعه باشد، این الگو باید از شفافیت و از درون جامعه محلی شروع
شود. مدیری که توضیح می دهد، ضعیف نیست؛ اتفاقا نشان می دهد که به جامعه احترام می
گذارد. جزیره ای که پاسخ داشته باشد، نه تنها زیباتر دیده می شود، بلکه امن تر و
پایدار تر هم خواهد بود.