مدیرانی که در جزیره مسئولیت می گیرند ، امکانات ،
اختیارات و نعمات زیادی را بواسطه مسئولیت در کیش بخدمت می گیرند اما حاضر نیستند
در کیش زندگی کنند و تهران را بعنوان محل سکونت و زندگی خود و خانواده بر می
گزینند و رفت و آمد پروازی به جزیره دارند . موضوعی که منجر به تصمیمات غیر
کارشناسی و بعضا ناعادلانه و غیر منصفانه در مورد مسائل جزیره می شود چرا که آنها
به سبب حضور اندک در جزیره و عدم اشراف کامل بر اوضاع شهر و نا آشنایی با بسیاری
از مسائل و رویدادهای جزیره ناچار می شوند به گزارش های زیر دستان و مدیران زیر
مجموعه خود استناد کنند ،گزارش هایی که هیچ گاه راستی آزمایی نمی شوند و اصلا وقت بررسی
آن را ندارند ، گزارش هایی که ممکن است با
اهداف و بعضا اغراض خاصی ارائه و تقدیم شود!
مدیر پروازی که معمولا لقب مدیری است که پست و مقامش جایی
است و خانه و زندگی اش جای دیگر، با استفاده از امکانات مختلف دولتی در منطقه ای
سکنی می گزیند و رفت و آمد و خالی ماندن جایگاه مدیریت و تصمیم گیری در بسیاری از روزهای سال و سفر به شهر دیگر بیشترین
آسیب را به شهر محل مسئولیت می رساند . این گونه مدیران برای پر کردن خلاء های مدیریتی خود با مواردی از جمله تفویض اختیار به
زیردستان برای حل و فصل امور، خستگی ناشی از رفت و آمد مکرر و اثربخشی منفی
در روند کیفی و کاری خود و منصوبینشان روبروهستند و نتیجه این روند چیزی جر عدم
کارآمدی لازم در مدیریت و آسیب به منطقه نخواهد
بود. این در حالی است که استفاده از نیروهای متخصص بومی و ساکن بسیاری از این نوع آسیب
ها را به همراه نخواهد داشت . سال هاست که بخش های مختلف در کیش در سطوح مختلف با این
مشکل روبه رو هستند و با وجود نارضایتی ها بازهم مدیران غیر بومی و غیر ساکن در اولویت
قرار می گیرند علیرغم اینکه جزیره خود از توانمندیهای بسیار زیادی در داشتن نیروهای توانمند ، تحصیلکرده و موفق
برخوردار است .
بنا بر نظر کارشناسان یکی از اولویت های مدیران برای موفقیت
در حیطه مسئولیتی خود سکونت در محل خدمت است. مدیران باید در بین مردم و در محل کار
خود سکونت داشته باشند تا با مشکلات و دردهای مردم روزمره و جاری مردم و شهر آشنا باشند
و هم دغدغه، دردسرها و خستگی جابجایی بین دو شهر را نداشته باشند.مدیری که حاضر نباشد همراه خانواده خود در جریان مشکلات
منطقه و دغدغههای دیگر همکارانش زندگی کند، چگونه می تواند مشکلات ساکنین شهر را درک نماید و در جهت حل آن بر آید !صاحب نظران علم مدیریت در مقالات کارشناسی بسیاری نیز
پدیده مدیران پروازی را پدیدهای ناعادلانه، غیرقانونی و فسادآور دانسته و بر ضرورت
حذف این پدیده تاکید دارند.
مدیران پروازی؛ مدیرانی که فقط در ایام معدودی از
هفته در حوزه کاری خود حضور دارند و آخر هفته به شهر محل سکونت خود بازگشته تا در
کنار خانواده خود باشند چگونه می توانند
بر همه مسائل شهر اشراف پیدا کنند و تصمیمات جامع ، کامل و فراگیرو درست بگیرند! مدیرانی که بخشی از وقت و تمرکزشان که باید صرف اندیشیدن در حوزه مسئولیت باشد ،صرف
رفت و آمد شده ظلمی است که به شهر حوزه مسئولیت خود روا می دارند. با بیتوجهی به ظرفیتها
و قابلیتهای منطقه، و نادیده گرفتن تواناییهای نیروهای بومی در منطقه ظلم مضاعفی
به منطقه می شود و آسیب هایی که بصورت
دومینووار به عدم حصول نتیجه لازم منتهی می شود، به کلافی سردرگم تبدیل شده و مشکلات
عدیدهای را به جامعه تحمیل کرده می کند . باید گفت این گونه انتصابات هم
هزینهبر است و هم ثبات مدیریتی را دچار چالش خواهد کرد. بدون تردید، مدیران پروازی
که اغلب وقت و تمرکزشان صرف رفت و آمد شده خواه ناخواه ظلم بزرگی به مردم منطقه
روا می دارند ! به غیر از استثنائات در انتصاب مدیران آن هم بر اساس رزومه و
شایستگی که البته با حساسیت فراوان بایستی
صورت بگیرد؛ موضوع مدیران پروازی کار آمدی و شش دانگ بودن مدیر را در محل خدمتش
تحت تاثیر قرار خواهد داد و باید تا جایی که می شود آن را محدود به موارد خاص کرد
چرا که این منطقه حوزه مسئولیت است که آسیب می بیند و ضرر می کند و مردمی که از
رشد و توسعه عقب می مانند و شهری که فرصت های رشد و توسعه را از دست می دهد.
شایسته تر و درست تر این است مدیر اگر عزمی جزم برای
خدمت واقعی بر اساس مسئولیت خود دارد ، تمام وقت در منطقه حضور داشته باشد ،
خانواده اش را در محل زندگی اش مستقر کند ، با مردم جامعه زندگی کند مشکلات آنها
را از نزدیک لمس کند تا با انبوه اختیاراتی که دارداز آن برخوردار است از آنها گره گشایی کند و زندگی مردم و فعالیت فعالین شهر را بهبود بخشد نه اینکه یک
پایش دفتر مدیریتش باش ، یک پایش فرودگاه
و یک پایش شهر مقصد! این می شود که گاها از شنیدن حتی خبرها ی بزرگ و مهم شهرش تعجب می کند! و گاها بی خبر! چرا که
تصمیمات را زیر دستان صاحب اختیارش گرفته
اند، بر اساس منافع و مصالح خودشان و او بی اطلاع!
یک بررسی اجمالی نشان می دهد در حال حاضر چند درصد از
مدیران کیش به این شیوه حوزه مسئولیت خود را اداره می کنند ، چقدراز تصمیمات و
اقدامات زیر دستان و زیر مجموعه هایشان بی اطلاعند و چند درصد از این تصمیمات درست
، کامل و بر اساس مصلحت و منفعت جزیره نیست و ممکن است اغراض و اهداف دیگری در آن
نهفته باشد؟! و البته بی شک سهم آنها نیز در این تصمیمات نادرست و بعضا آلوده و
آسیب هایی که به جزیره می رسد کم نیست.