در ایران نیز،
مبارزه با این پدیده شوم، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر و برخوردار از پشتوانههای
فلسفی عمیق است. اما چرا مبارزه با فساد اداری اینقدر حیاتی است و فلسفه آن بر چه پایههایی
استوار است؟
عدالت و انصاف؛
ستون فقرات جامعه سالم
در قلب فلسفه
مبارزه با فساد، مفهوم بنیادی عدالت قرار دارد. فساد اداری، اساساً نفیکننده عدالت
است. وقتی مدیران یا کارکنان به جای خدمت به مردم و اجرای وظایف خود بر اساس قانون
و شایستگی، از موقعیت خود برای منافع شخصی بهره میبرند، شکاف عمیقی میان افراد جامعه
ایجاد میشود.
- تبعیض
ناروا: فساد باعث میشود فرصتها، مجوزها، ظرفیت ها و حتی خدمات عمومی به جای شایستگان، به صاحبان نفوذ،
رانتخواران یا کسانی که لابی گری دارند تعلق
گیرد. این امر، افراد لایق و قانونمدار را دلسرد کرده و جامعه را به سمت بیعدالتی
سوق میدهد .
- تضییع
حقوق شهروندان: هنگامی که پروندهای در ادارات به دلیل فساد
معطل میماند، یا حقی به ناحق پایمال میشود، فلسفه وجودی حکمران ، یعنی خدمت به مردم،
زیر سوال میرود. مبارزه با فساد، تلاشی برای بازگرداندن حقوق پایمال شده و احیای کرامت
انسانی است .
یکی دیگر از
ستونهای اصلی فلسفه ضد فساد، حاکمیت قانون است. قانون، چارچوبی است که نظم اجتماعی
را تضمین میکند و همه افراد، اعم از مردم و مسئولان، باید در برابر آن برابر باشند.
نقض غرض قانون:
فساد اداری، قانونگریزی در پوشش قانون است. رشوهگیری، اختلاس، و پارتیبازی، لابی
گری همگی به معنای دور زدن قانون و تبدیل شدن آن به ابزاری برای منفعت شخصی هستند
.
- تزلزل
اعتماد به نهادها: وقتی مردم میبینند که قانون برای برخی اجرا
نمیشود یا به سلیقه تفسیر میشود، اعتمادشان به دستگاههای دولتی، قضایی و حتی نظام
سیاسی خدشهدار میشود. مبارزه با فساد، تلاشی برای اعاده اعتماد عمومی و تضمین اجرای
بیطرفانه قانون است .
توسعه اقتصادی؛ موتور محرکه پیشرفت
فساد اداری،
سمی مهلک برای هر اقتصادی است، به ویژه برای اقتصادی مانند ایران که نیازمند رشد و
پیشرفت پایدار است .
اتلاف منابع:
فساد باعث انحراف منابع مالی از پروژههای عمرانی، بهداشتی، آموزشی و تولیدی به سمت
جیب مفسدان میشود. این یعنی هدر رفتن بیتالمال و عقبماندگی کشور .
- کاهش
سرمایهگذاری: سرمایهگذاران داخلی و خارجی، حاضر به ریسک
کردن در محیطی که در آن فساد رواج دارد، نیستند. هزینههای پنهان فساد (مانند پرداخت
رشوه) هزینههای تولید را بالا برده و رقابتپذیری را کاهش میدهد . ناکارآمدی سیستم اداری: فساد، انگیزه
کار و تلاش را در کارکنان صادق از بین میبرد و باعث میشود افراد به جای ارتقای دانش
و مهارت، به دنبال راههای فسادآلود برای پیشرفت باشند .
مسئولیتپذیری و تعهد؛ اخلاق در خدمت عمومی
در سطح اخلاقی
و فلسفی، مبارزه با فساد، تبلور مسئولیتپذیری مدیران و کارکنان دولت در برابر مردم
و جامعه است .
امانتداری:
پستهای اداری، امانتی الهی و اجتماعی هستند. مدیران، خادمان مردم هستند و فلسفه خدمت
عمومی، ایثار، درستکاری و تلاش برای رفاه عمومی است. فساد، خیانت به این امانت و نقض
عهد با مردم است .
ترجیح منفعت
عمومی: مبارزه با فساد، تلاشی برای اولویت دادن منفعت عمومی بر
منافع شخصی، گروهی و حزبی است. این رویکرد، اساس یک جامعه سالم و اخلاقی را تشکیل میدهد
.
- پیشگیری
از بحران: فساد گسترده، میتواند منجر به نارضایتی عمومی،
ناآرامیهای اجتماعی و بحرانهای سیاسی شود. مبارزه پیشگیرانه با فساد، راهی برای حفظ
ثبات و امنیت کشور است .
فلسفه مبارزه
با فساد اداری در ایران، ریشه در ارزشهای بنیادین چون عدالت، حاکمیت قانون، پیشرفت
اقتصادی، اخلاق حرفهای و مشروعیت نظام دارد. این مبارزه، نه فقط وظیفهای قانونی،
بلکه یک مسئولیت اخلاقی و اجتماعی است که برای ساختن ایرانی آبادتر، عادلانهتر و سرافراز،
حیاتی و ضروری است.
البته
موضوع فساد اداری و سازمانی متاسفانه مربوط به محدوده جغرافیایی خاصی نیست چه در
دستگاهها و سازمان های کلان کشوری و چه بعضا در سازمان های کوچک مناطق مختلف کشور
هم دیده می شود جدا از ساختار نامطلوب موجود در سازمانها که زمینه ساز وقوع این
فسادها می شود ، هویت و ذات فردی متصدیان امور نیز که در پی چه باشند از دیگر
عوامل در این زمینه هست و متاسفانه رخنه و نفوذ چنین افراد ناسالم این حرکت را
شتاب بخشیده است تا رخنه فساد مانع توسعه و پیشرفت کشور و مناطق باشند