نمادها ، شخصیت های مختلف و گوناگونی نیز به جامعه معرفی شده و در مقاطع مختلف
موجبات آمال و آرزوهای جامعه شده اند و مردم
نیز دلخوش به آنها! به سخنان آنها ، به اندیشه ها و تفکرات و وعده های آنها و به
تلاش و برنامه های آنها برای اصلاح امور جامعه و زندگی مردم!
اما واقعیت امروز جامعه نشان می دهد دلخوشی به فعالیت و کارکرد احزاب سیاسی در ایران ، چیزی جزسرکار گذاشته شدن و بازی برخی افراد با اهدافی خاص با مردم نیست! احزاب و مردان
سیاسی کشور ما از هر گرایشی نشان داده اند تا وقتی خوبند و حرف دل مردم را می زنند که به
قدرت نرسیده باشند و الا از فردای دست یابی و تکیه زدن بر صندلی قدرت همه حرفها و دیدگاهها و وعده های خود را به
فراموشی می سپارند و آدم دیگری می شوند ! جور دیگری حرف می زنند و جور دیگری عمل
می کنند ! بعضا عقاید و تفکراتشان رانه
تنها فراموش می کنند که گاها بر خلاف آن نیز عمل می کنند !گو اینکه آن حرف ها و شعارها و
افکار فقط ابزارو پوششی بوده است مقطعی و وسیله ای برای گذر از دوره ای خاص! فقط....!
نیاز به اشاره و نمونه نیست. نمونه
های فراوانی از این مدل را در سطح کشور سراغ داریم . از احزاب و مردان سیاسی مختلف
هم از چپ ، هم راست! متاسفانه با هر دیدگاهی وارد شوند حس قدرت و حکمرانی آنان را
در خود هضم می کند و آنگاه آنچه برایشان مهم است حفظ صندلی و قدرتی که در اختیار دارند
و تکلیفی که برای حفظ آن مسئولیت بر دوش آنها نهاده شده است. اینها را بارها و
بارها در مناصب مهم کشوری تا مناصب محلی و منطقه ای تجربه کرده ایم. بنظر می رسد
درارزیابی موفقیت و تلاش افراد بیش از
آنکه تفکر و رویکرد فکری آنها به احزاب و
جناح های مختلف فکری اهمیت داشته باشد جوهره
ذاتی افراد مهم است که به چه میزان تعلق
خاطر به پیشرفت و آبادانی وطن و منطقه ای داشته باشند که در آن زندگی می کنند و در آن مسئولیت گرفته اند و در واقع از آن
ارتزاق می کنند! متاسفانه بارها و بارها تجربه شده است انتهای اغلب این کشمکش ها و
دعواهای حزبی و سیاسی در کشور ، موضوع
مالی و دست یابی به پروژه های بزرگ اقتصادی نهفته است و با تامین اهداف اقتصادی برای فرد، آنچه ارزش و اهمیت ندارد تفکر سیاسی و حزبی و
دغدغه مردم و جامعه و شعارهایی است که می
داده! یعنی در دعواهای سیاسی و جناحی
بیشتر تلاش برای دسترسی به ظرفیت ها و پروژه ها و مجموعه های بزرگ اقتصادی
است تا بدست آوردن فرصت و ظرفیت تازه ای برای خدمت به کشور! این موضوع بارها در سطح مردان سیاسی رده اول کشور تجربه
شده است تا بسیاری از مدیران منطقه ای ! کافی است نگاهی بگذرانیم به انبوهی از
پرونده های فساد و تخلفات موجود در کشور از همه نوع گرایش سیاسی و حزبی و جناح های
مختلف در آن یافت می شود .از فرزندان متخلف وزراء و اعضاء کابینه دولت های اصلاح
طلب تا نوه و نتیجه های اصولگرایان .....
متاسفانه جامعه ای که فرهنگ و اعتماد و اعتبار اجتماعی آن مورد هدف قرار گرفته
و آسیب دیده است و انسانها در آن منافع فردی را بر منافع میهنی ترجیح بدهند وضعیت
و سرنوشتی بهتر از این نخواهد داشت. مهم نیست فرد به چه تفکر و اندیشه ای اعتقاد داشته باشند ، فکر او این است که امروز
پوشش کدام جناح سیاسی و تفکری در جامعه برای گرفتن پست و مسئولیت و در پی آن تامین
منافع اقتصادی خود جواب می دهد ؟ همان راه را می رود....! و الا اگر کسی جوهره
ذاتی و وجودی اش میهن دوستی و خدمت باشد با گرفتن پست و قدرت رنگ عوض نمی کند و
همه چیز را به فراموشی نمی سپارد!
در واقع احزاب و تفکرات سیاسی هم بازیچه این گونه افراد می شوند و از آنها نه
در جهت تامین مصالح و منتفع جامعه که
بعنوان ابزاری برای مطامع اقتصادی خود مورد
استفاده قرار می گیرند .اینگونه می شود که در جامعه ای با پوشش اصلاحات و اصلاح
طلبی تندروترین اعمال برای دست یابی به مطامع اقتصادی صورت می گیرد تا نه تنها
اندیشه اصلاح طلبی که عموما اعتماد اجتماعی رنگ ببازد . منافع و مصالح جامعه در
این راه نادیده گرفته می شود و از بین بردن و آسیب رساندن به سرمایه های جامعه براحتی
صورت می گیرد.
می شود عضو یک حزب اصلاح طلب بود ،با پوشش آن وارد شد، پست گرفت و بعد از
نشستن بر اریکه قدرت ابتدایی ترین اصول و
قواعد اصلاح طلبی را نادیده گرفت و به
بدترین شیوه اصولگرایی عمل کرد !
و به ریش مردم و جامعه ای که دلخوش به آینده بودند خندید! این
مدل را متاسفانه بارها و بارها تجربه کرده ایم حتی در همین جزیره کیش!
متاسفانه جامعه ای با مردم نیازمند و
شرایط اقتصادی بد انسانها را خواسته ، ناخواسته اینگونه آلوده می کند ، چرا که همین انسانها
تصور و تلقی شان از 4 روز مسئولیت نه کوشش و تلاش برای کمک به آبادانی میهن و
منطقه ای که در آن هستند که زور آزمایی
برای دست یابی به چند دلار بیشتر خواهد بود!
در جزیره کیش تاکنون تجربه های مختلفی
از حضور مدیران و مسئولان با گرایش های سیاسی مختلف را داشته ایم ، جدا از تاثیری
که تغییرات سیاسی کشور بر فضای عمومی جزیره
خواه ناخواه می گذارد آنچه در عملکردها مهم بوده است جوهره ذاتی انسانها است که چه میزان وطن دوست و میهن دوست بوده
اند تا برای سربلندی و سرافرازی آن تلاش کنند و اگر
موفقیت و محبوبیتی هم حاصل شده ناشی از
همان شرافت و جوهره ذاتی شخص بوده تا تفکر سیاسی اش!