|
 جنوب نه یک جغرافیای خاص که تاریخی
پر افتخار است بر تارک این مرز و بوم و بندر عباس، نه یک شهر که قلب تپنده جنوب
است در جان ایران. بندر عباس را همیشه نیک به خاطر بیاور، با صدای موج و آواز شروه
و صدای هیاهوی کودکان در سایه سار نخلها. بندر عباس را با طلوع طلاییش در ساحل
خواجه عطا به یاد بیاور و صدای پرشور مرغان دریایی در غروب ساحل صمیمی سورو. بندر
را نباید فقط دیده باشی، بندر را باید زندگی کرده باشی، باید نفس کشیده و شریانت
پر شده باشد از احساس آبی دریا تا بفهمی بندر یعنی چه. جنوب مقاومم، تو قصیده ای
از آفتاب و دریایی. هر موج دریایت روایتگر تاریخ است که با رنج و عشق و غیرت در
آمیخته و هر ساحل شاهد روزگار مردمانیست که در هوای دریا نفس کشیده و به شکوه
جنگلهای حرایت قد کشیده اند. غروب بندر را نه با صدای موشک که با همنوایی موج و
ساز و سرود به خاطر بیاور که این روزگار سخت میگذرد و مانا نخواهد بود، همچنان که
نقش موج بر ساحل. بندر صبور، ایمان دارم این روزهای سخت میگذرد و دوباره کوچه هایت
پر میشود از صدای هیاهوی کودکانت، دوباره شهر جان میگیرد با جامه های رنگی دخترانت
و اشک شوق می نشیند بر چشمان مادرانت. ایمان دارم دوباره غرق شادی و شور خواهی بود
و روزگار مردمانت پرسرور.
|