|
 با مرور تاریخچه این میدان میتوان دید که در تمام این سالها،
نامناسبترین شیوه مدیریت و تصمیمگیری بر روند توسعه آن حاکم بوده است». او با
انتقاد از روند توسعه میدان گازی کیش میافزاید:«اگر همان برنامه اولیه توسعه اجرا
میشد، توسعه فازهای اول تا سوم حداکثر ظرف هفت سال به پایان میرسید و طی ۱۳ سال گذشته امکان
تولید و بهرهبرداری از این میدان فراهم بود که میتوانست بخش قابل توجهی از
ناترازیهای کشور در حوزه انرژی را کاهش دهد».
به گزارش « اقتصاد کیش میدان گازی کیش سالهاست بهعنوان
یکی از مهمترین ظرفیتهای مغفول صنعت انرژی ایران شناخته میشود؛ میدانی که با
برخورداری از ذخایر عظیم و ظرفیت بالای تولید، میتوانست نقش مؤثری در جبران
ناترازی گاز و برق کشور ایفا کند. با این حال، این میدان طی نزدیک به دو دهه
گذشته، بهجای آنکه در مسیر توسعه و بهرهبرداری قرار گیرد، بارها درگیر تغییر
تصمیمها، توقفهای طولانی، واگذاریهای پیاپی و اختلاف بر سر شیوه توسعه شده و
این فرصت را پشت در اجرا نگه داشته است.
تورج دهقانی، مدیرعامل نفت و گاز پارس، در حاشیه نمایشگاه نفت و
گاز سال گذشته گفته بود:« از ۱۴ حلقه چاه حفاری شده در میدان گازی کیش، ۹ تا ۱۰ چاه تکمیل و
آماده تولید است که برآورد میشود تولید آنها به روزانه ۲۸ میلیون متر مکعب
گاز معادل یک فاز میدان گازی عسلویه برسد».
به گفته وی:« میدان گازی کیش میتواند سه تا چهار فاز بین ۷۵ تا ۱۰۰ میلیون مترمکعب افزایش ظرفیت داشته باشد که مطالعات و مناقصه فاز
اول انجام شده و تا چند ماه آینده قرارداد پیمانکار epc فاز اول احداث این پالایشگاه در بندر آفتاب محقق و عملیات اجرایی
احداث آن آن را در نیمه اول سال جاری آغاز شود».اما تاکنون نشانهای از تحقق عملی
آن منتشر نشده است.
چرا میدان کیش توسعه نیافت؟
ناجی سعدونی، مدیرعامل اسبق شرکت مهندسی و توسعه نفت، در گفتوگو یی
با اشاره به ظرفیتهای میدان گازی کیش اظهار کرد: «میدان گازی کیش
حدود ۱.۶ تریلیون مترمکعب ذخیره گاز دارد و ظرفیت تولید روزانه آن معادل سه
فاز پارس جنوبی است. یکی دیگر از مزیتهای این میدان، شیرین بودن گاز آن است. با
توجه به این ویژگیها، کیش میتوانست به یکی از مهمترین منابع درآمدزایی کشور
تبدیل شود، اما این ظرفیت آنگونه که باید به بهرهبرداری نرسید».
وی با مرور روند توسعه این میدان افزود: «با بررسی تاریخچه میدان
گازی کیش میتوان دریافت که در تمام این سالها، نامناسبترین نوع مدیریت و تصمیمگیری
درباره آن اعمال شده است. پروژه توسعه این میدان تقریباً از سال ۱۳۸۶ آغاز شد. در آن زمان، مطالعات مهندسی، آمادهسازی محوطه ساحلی در
بندر آفتاب، حفاری ۱۲ حلقه چاه، اجرای خط لوله اتصال به شبکهIGAT ،
مناقصه پالایشگاه سه فازی و نیروگاه 250 مگاوات درحال انجام بود.
پروژهای که از ریل توسعه خارج شد
سعدونی ادامه داد: «مانند سایر طرحهای توسعه، برای میدان گازی کیش
۳۵ بسته اجرایی شامل
لانگلید، مهندسی، خرید، پالایشگاه و سایر بخشها تعریف شد و پروژه با روند بسیار
مطلوبی آغاز شد. بر اساس برنامهریزیها قرار بود این طرح تا سال ۱۳۹۲ به بهرهبرداری برسد. نکته قابل توجه این بود که با وجود اطلاع از
ظرفیت بالای میدان، مطالعات زیرسطحی برای یک فاز حفاری انجام شد و همزمان
پالایشگاه نیز در قالب سه فاز طراحی شد».
وی افزود: «تا اینکه در سال ۱۳۸۹ دو اتفاق مهم رخ داد. در بهمنماه همان سال تماسهایی برقرار شد و
خواسته شد پروژه زودتر از موعد آماده بهرهبرداری شود. در همان مقطع نیز
پیشنهادهایی ارائه شد که اگر سرمایه مورد نیاز تأمین شود، امکان تحویل پروژه در
سال ۱۳۹۰ وجود خواهد داشت؛ به همینخاطر در تلاش برای پیشنهاد اجرایی جهت
ورود زودهنگام فاز بودیم».
آغاز توقف پروژه
مدیرعامل اسبق شرکت مهندسی و توسعه نفت گفت: «در حالی که پیگیریها
برای تسریع اجرای پروژه ادامه داشت، در اسفندماه همان سال طی تماسی از سوی وزیر
وقت اعلام شد که پروژه باید متوقف شود، زیرا قرار است به بانک ملت واگذار شود. از
زمان آن تماس تا امضای قرارداد واگذاری پروژه به بانک ملت کمتر از یک هفته زمان
برد».
وی ادامه داد: «با توقف پروژه، حدود یک سال زمان از دست رفت. بانک
ملت اعلام کرد که حدود ۸۰ میلیون یورو برای پروژه هزینه کرده است که نزدیک به ۵۰ میلیون یورو از
این مبلغ به بانک بازگردانده شد. پس از مدتی نیز پروژه به چند شرکت دیگر واگذار شد
و بانک ملت از اجرای آن کنار رفت».
واگذاریهای پیاپی کیش
سعدونی اظهار کرد: «پس از کنار رفتن بانک ملت، پروژه چند بار میان
مجریان مختلف دستبهدست شد تا اینکه در ابتدای دولت یازدهم بدون ارائه دلیل مشخصی
از شرکت متن به شرکت POGC واگذار شد. این شرکت نیز حدود هشت
سال مسئول اجرای طرح بود و نزدیک به 40 میلیون یورو هزینه کرد، اما پیشرفت حاصل
نشد و در نهایت مسیر توسعه میدان به طور کامل تغییر کرد».
وی افزود: «در آن مقطع تصمیم گرفته شد به دلیل وجود ظرفیت خالی در
پالایشگاههای عسلویه، گاز میدان کیش به این پالایشگاهها منتقل شود. اجرای همین
تصمیم باعث شد حدود هشت سال دیگر صرف احداث خط لوله 220 کلیومتری شود؛ در حالی که
توسعه چنین پروژهای در شرایط عادی حداکثر هشت سال زمان نیاز دارد».
از خط لوله عسلویه تا بلاتکلیفی امروز
سعدونی افزود : «پرونده انتقال گاز از طریق خط لوله در دولت سیزدهم
نیز ادامه پیدا کرد. حدود سه سال صرف پیگیری خرید لوله از چین شد، اما این طرح هم
به دلیل تأیید نشدن از سوی سازمان برنامه و بودجه و وزارت نفت به نتیجه نرسید. پس
از آن بار دیگر تصمیم بر احداث پالایشگاه در میدان کیش گرفته شد و اکنون نیز نزدیک
به سه سال است که اجرای پروژه توسط هلدینگ خلیج فارس یا هلدینگ انرژی سینا ازطریق قرارداد IPC مطرح است».
وی گفت: «هلدینگ سینا در حال مذاکره با امارات برای سرمایهگذاری
است. امارات نیز به دلیل رقابت با قطر قصد ورود به این پروژه را دارد تا از طریق
این میدان پروژ LNG خود را توسعه دهد، در حالی که ما
همچنان درگیر تغییر تصمیمها و تأخیر در اجرای پروژه هستیم».
هزینه تصمیمهای متناقض
مدیرعامل اسبق شرکت مهندسی و توسعه نفت تأکید کرد: «این روند
همچنان ادامه دارد. اکنون حدود ۲۰ سال از آغاز این پروژه و سلسله تصمیمهای نادرست گذشته است. اگر
همان برنامه اولیه اجرا میشد، توسعه فازهای اول تا سوم ظرف هفت سال به پایان میرسید
و طی ۱۳ سال گذشته امکان تولید و بهرهبرداری از میدان را داشتیم».
وی درباره پیامدهای اقتصادی این تأخیر اظهار کرد: «اگر همان سرمایهگذاری
اولیه حدود دو میلیارد یورو به نتیجه و پس از هفت سال با سه فاز به بهرهبرداری میرسید
و دستکم ۱۳ سال برای کشور ثروتآفرینی میکرد. در این صورت امکان تولید
سالانه ۲۰ تا ۲۲ میلیون تن LNG، ساخت یک کارخانه
LNGیا تهیه و خریداری چهار شناورFLNG به همراه توسعه میدان که حداکثر تا 15 تا20 میلیارد دلار هزینه
داشت، فراهم میشد.
میلیاردها دلار درآمدی که محقق نشد
سعدونی افزود: «با احتساب قیمتهای جهانی، تنها از محل صادرات
LNG میتوانستیم بین ۱۲۰ تا ۱۴۰ میلیارد دلار درآمد کسب کنیم. علاوه بر آن، امکان تولید ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون بشکه LPG و میعانات گازی نیز وجود داشت که
ارزش آن امروز بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار برآورد میشود. اما مجموعهای از تصمیمهای اشتباه باعث
شد از این ظرفیت اقتصادی عقب بمانیم. هرچند ذخایر میدان همچنان پابرجاست اما
باوجود دومین دارنده ذخایر گاز جهان ، هنوز سهمی در بازار LNG نداریم».
وی ادامه داد: « اگر این پروژه به نتیجه میرسید و درآمدهای حاصل
از آن وارد کشور میشد، بهراحتی میتوانستیم حدود ۲۰ میلیارد دلار از
این منابع را صرف اجرای پروژه فشارافزایی پارس جنوبی کنیم که سالهاست معطل مانده
است. علاوه بر این، افزایش تولید میدان کیش میتوانست بخشی از ناترازی گاز کشور را
نیز جبران کند».
ظرفیتی که میتوانست معادلات انرژی کشور را تغییر دهد
سعدونی در ادامه خاطرنشان کرد: «با حدود 40 میلیارد دلار درآمد از
دست رفته میتوانستیم حدود 400 میلیون متر مکعب از طریق توسعه سایر میادین گازی
خشکی و دریا درآمد داشته باشیم و درکنارآن ظرفیت تولیدگاز خود را ارتقا دهیم.
علاوه برآن امکان افزایش ظرفیت پالایشگاهی به اندازه یک میلیون بشکه وجود داشت».
وی گفت: «همچنین با درآمد ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلاری
حاصل از این پروژه، امکان احداث حدود ۴۰ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی نیز فراهم میشد و بخشی از ناترازی
برق کشور برطرف میشد. در مجموع، این منابع میتوانست نقش مؤثری در کاهش ناترازیهای
کنونی در حوزه گاز، بنزین و برق ایفا کند، اما این ظرفیتها هیچگاه به مرحله بهرهبرداری
نرسید.
سعدونی یادآور شد: «وضعیت کنونی میدان کیش و عدم توسعه آن، حاصل
مجموعهای از تصمیمات نادرست و پیاپی در دو دهه گذشته است. همچنین، تعلل در اتخاذ
تصمیمهای بهموقع برای توسعه این میدان ــ که به گفته وی، ارتباطی با تحریمها یا
کمبود سرمایه ندارد ــ تصویری روشن و در عین حال غیرقابل توجیه از عملکرد مسئولان
ارشد ذیربط، بهویژه وزارت نفت و کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، ارائه میدهد
. امیدواریم هرچه سریعتر روند توسعه این میدان در مسیر صحیح قرار گیرد».
|