انعکاس موضوعات روز جامعه از نگاه و به قلم
زنان موسسه رسانه ای و مطبوعاتی اقتصاد کیش واکنش های مثبت زیادی را در جامعه کیش در پی داشت و این موضوع بهانه ای شد
تا نگاهی به مشارکت و کنشگری زنان در سال های
اخیر در جامعه و در جزیره کیش داشته باشیم. کنشگری که با پیشروی آرام و آهسته آغاز
شده است اما پیوستگی و استمرار، آن را معنا دار می کند و اثرات و جلوه های ثمر بخش
آن را نمی توان نادیده گرفت.
در سالهای اخیر، وضعیت زنان در جامعه ایران و
در فضای سیاست ورزی مردانه شاهد دگرگونیهایی بوده است که نه تنها در آمارهای آموزشی و اشتغال، بلکه در
ساختارهای اجتماعی و فرهنگی نیز قابل ردیابی است. اهمیت نقش زنان در تحقق اهداف
اجتماعی و اقتصادی و توسعه و تعالی آنها بهویژه در دهههای اخیر به روشنی رخ
نموده است. به طوری که از یک سو میتوان به نقش مؤثر زنان در پرورش جامعه و از سوی
دیگر، تأثیر جدی در تسریع روند توسعه همه جانبه به دلیل نقشآفرینی در عرصههای
مختلف، پی برد. بر این اساس، قطعا رفع نشدن موانع بهرهمندی از نیروی بالقوه زنان
در زمینههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، پیشرفت جامعه را با مشکل
مواجه میکند. در واقع زنان به عنوان نیمی از پیکر جامعه که در تمامی مراحل تولد، رشد،
و بلوغ و شکوفایی یک جامعه حضور داشته اند بایستی در ایجاد هر یک از صحنه های سیاسی
و اجتماعی و فرهنگی و ..... نیز وظایف خود را به انجام برسانند.
مشارکت سیاسی و اجتماعی برای زنان، نباید تنها یک آرزو، بلکه باید یک وظیفه
اجتماعی باشد که در صورت عدم عمل به آن خطای بزرگی صورت گرفته است . البته درباره
دلایل عدم مشارکت و یا مشارکت کم رنگ؛ هم می توان زنان را مقصر دانست و هم جامعه را؛
زنان را که در انجام وظایف خود در قبال جامعه کوتاهی و از زیر بار مسئولیت شانه خالی
کرده اند و علیرغم تمام علم و تخصصی که دارند هنوز به خود باوری نرسیده و نتوانسته
اند نقش خود را به درستی ایفا کنند.ازطرف دیگر جامعه را نیز می توان مقصر دانست که برای مشارکت زنان؛ مکلف نشده
اند و شرایط را برای انجام وظایف مهیا نکرده است. این است که در طول سال ها زنان عمدتا
بیشتر سر در لاک زندگی شخصی خود داشته اند و کمتر روی بعد و
شخصیت اجتماعی شان متمرکز بوده اند.باید گفت: زنان ما در رشد، پرورش، آموزش و تربیت
و نگاهداری و نگاهبانی از جامعه نقش بسزایی دارند که خود از مهمترین فعالیت های تاثیر
گذار فرهنگی- اجتماعی به شمار می رود. شاید این وظایف به اشتباه باعث خدشه دار شدن
مشارکت زنان در امور سیاسی و مدیریتی
جامعه شده است ، قطعا مشارکت سیاسی زنان لازمه توسعه اجتماعی پایدار در جامعه است
و تعهد به انجام وظایف اولیه نبایستی ناقض
مسئولیت اجتماعی زنان گردد.
اما در جامعه کوچک کیش
مشارکت بزرگ زنان در عرصه های مختلف قابل چشم پوشی نیست . زنان کیش که در عرصه های
مختلف حاکمیتی؛ فرهنگی و اجتماعی و هنری حرف های زیادی برای گفتن دارند بارها در
عرصه های مختلف توانایی های خود را نشان داده اند . زنان کیش که متاسفانه امروز از
تشکلی خاص ( مانند آنچه روزی با نام پارلمان زنان قرار بر تشکیل داشت) برای شکل
دهی و نظم دهی مسئولیتشان بی بهره اند اما در جای جای عرصه ها و هر جا که مجالی
برای حضور باشند؛ حضور ویژه و پررنگی داشته اند و این است که بانوان این خطه کاملا متمایز می
سازد . کنشگری زنان کیش در تمامی عرصه ها حضوری معنادار است و بایستی به این ظرفیت
توجه کرد.
آنطور که ایرج شرف زاده
فعال کهنه کار عرصه رسانه چندی پیش در یادداشت خود و در تقدیر از زنان یادداشت
نویس موسسه رسانه ای و مطبوعاتی اقتصاد کیش آورده است : " پیشتازی زنان در
عرصه مقاله و یادداشت نویسی را نمی توان صرفا یک اتفاق مقطعی بلکه باید آن را
نتیجه ترکیب چند عامل مهم دانست از جمله: افزایش دسترسی زنان به آموزش های تخصصی ،
حضور فعال تر در رسانه ها و شبکه های فکری و شکل گیری نگاه تحلیلی دقیق ترنسبت به
مسائل اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی دانست .
زنان نویسنده با بهره گیری از زبان سنجیده ، حساسیت بالاتر نسبت به جزییات و
توانایی پیوند دادن تجربه با تحلیل نظری ، توانسته اند متونی تولید کنند که هم
برای مخاطب قابل فهم تر است و هم از عمق تحلیلی بیشتری برخوردار است ، از سوی دیگر
تغییر ذائقه مخاطبان و نیاز جامعه به روایت چند بعدی و انسانی تر ، زمینه را برای
دیده شدن قلم زنان فراهم کرده است . برتری کمی و کیفی زنان در این عرصه نه به
معنای تقابل با مردان ، بلکه نشانه بلوغ فضای فکری و رسانه ای جامعه است ، فضایی
که در آن شایستگی ، دقت تحلیل و قدرت بیان ، فارغ از جنسیت ، معیار اصلی ارزیابی
محسوب می شود ، استمرار این روند می تواند به غنای گفتمان عمومی ، تعمیق نقد
سازنده و ارتقای سطح آگاهی اجتماعی منجر شود ." این موضوع قابل تامل است و البته نیازمند
سازماندهی مناسب .
و در پایان باید به ضرورت تقویت مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان
جهت توسعه جامعه تاکید داشت، و زنان را در این راه تشویق نمود چون هر چه زمان رسیدن
این مشارکت طولانی تر شود مطمئنا توسعه پایدار جامعه به تأخیر و مخاطره خواهد افتاد
و جبران آن ناممکن خواهد بود. زنان هم به طور
یقین می بایستی در فرایند مسائل سیاسی ، اجتماعی مشارکت داشته باشند و نظرات خود
را اعلام کنند. خوشبختانه امروزه دولتمردان و سیاستمداران ما به اهمیت نقش زنان در
پیشبرد اهداف جامعه و نقش آن ها در توسعه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی واقف شده اند و
شرایط را کم و بیش برای حضور زنان در این عرصه ها آماده کرده اند.
همانطور که اشاره شد برجسته ترین نوع مشارکت، مشارکت سیاسی است ؛ در واقع
ورود به عرصه انتخاب شدن یا انتخاب کردن به منظور دخالت در تصمیم گیری و تصمیم سازی
های خرد و کلان سیاسی که با سرنوشت جامعه ارتباط مستقیم دارد. بدیهی است برنامه ریزان
و سیاستگذاران باید جایگاه ویژه زن را در ایجاد این استراتژی به نحو مطلوب تعیین نمایند
تا بتوان به توسعه همه جانبه و پایدار دست پیدا کردو این الگو را می توان از جامعه کیش شروع کرد.